پرچم و دار و حقوق و بشر

دادستان کل کشور در پيامي جمهوري اسلامي ايران را «پرچمدار حقوق بشر در دنيا» خواند. (لینک به صفحه مطلب لینک به صفحه مطلب در بالاترین)
——————————-

ترکیب «پرچمدار» از دو بخش «پرچم» و «دار» ساخته شده.«پرچم» در گذشته‌های دور به تکه پارچه‌ای اطلاق می‌شده که با نقوشی خاص بیانگر روحیات و ایده‌آل‌های قبیله یا شهر یا ملتی بوده. در زمان حاضر معمولا این «خشتک» منتقدان است که سر چوب بالا می‌رود و نشانگر روحیات و ایده‌آل‌های حقوق‌بشری بعضی از کشورها است. خشتک مخالفان یا منتقدان؟ توجه به این نکته لازم است که خشتک مخالفان به همراه خود ایشان «جِر» داده می‌شود پس به احتمال بسیار قوی آن خشتکی که پرچم از آن ساخته می‌شود متعلق به منتقدان است.

چوبی که آن تکه پارچه در بالای آن به اهتزاز در می‌آید در گذر قرون و اعصار دچار تغییر گشته. به این معنا که علاوه بر آن چوب سه چهار متری که پرچم را به آن آویزان می‌کنند، نوع دیگری از چوب پرچم بوجود آمده که کوتاهتر و خپل‌تر است از چوب پرچم. به این برادر دوقلوی چوب پرچم اصطلاحا «چماق» می‌گویند و در کنار ترکیب «پرچمدار»ترکیب «چماقدار» نیز به‌چشم می‌خورد.

از سوی دیگر گروهی از محققان زبان‌شناس معتقدند که «پرچم» خود از دو بخش «پُر» (متضاد «خالی») و «چَم» (مخفف چم و خم) ساخته شده. این گروه به راه «پر چم و خم»ی اشاره می‌کنند که هر بخت برگشته‌ای که سر و کارش با فرشته عدالت افتاده‌باشد ناچار است در راهرو‌های دادگستری طی کند و در نهایت هم  این جمله فیلسوفانه را به زبان بیاورد که «خر من از کره‌گی دُم نداشت». به این نحو است که آن بخت‌برگشته به «حقوق» حقه خود می‌رسد.

اما کلمه «دار» یک زمانی از مصدر «داشتن» می‌آمد ولی امروزه بعنوان «چهارچوبی که طنابی از آن برای حلق‌آویز کردن کسی که دوستش نداریم یا جرمی مرتکب شده» از آن یاد می‌شود. از ریشه «دار» افعال «دار زدن» و «به‌دار کشیدن» ساخته می‌شوند. به همین دلیل است که برخی محققان معتقدند لفظ «پرچمدار» به معنای کسی است که «پرچم» یک کشور یا عقیده را به «دار» می‌کشد. البته نباید از یاد برد که گروه دیگری از محققان بر این باورند که «پرچمدار» یعنی کسی یا کسانی که «دار» و «اعدام» و «کشتن» دیگران می‌شود «پرچم» و «نشانه» ایشان.

باز گروهی آمده‌اند و گفته‌اند که لغت «دار» در واقع همان «داغ» بوده که در ترکیب «داغ و درفش» برای گرفتن اعتراف از متهم مادرمرده بکار می‌رفته. البته یک دسته دیگر معتقدند که «دار» به همان معنای «دارا بودن» و «داشتن» است و لفظ «پرچمدار» به معنای کسی است که خود را مالک و صاحب مادرزادی «پرچم» می‌داند و حاضر است برای صنار سه شاهی «پرچم» خود را نیز بفروش برساند.

باید مراقب بود که ترکیب «پرچمدار» را یک وقت «پَرچ مَدار» به معنای کسی که مبنای فکری‌اش «پرچ» کردن چرخ زمان و ثابت نگاه‌داشتنش است تلفظ نکرد. از سوی دیگر مورخان و ادیبان زبان شناس معتقدند که پس از حمله اعراب به ایران و تاثیر پذیری زبان فارسی از عربی، دو حرف «پ» و «چ» در ترکیب «پرچمدار» بترتیب تبدیل به «ب» و «ج» گشتند و به این نحو بود که ترکیب «برج‌مدار» به معنای کسی که فکر و ذهنش ساختن برج و انداختن آن به خلق‌الله و پرکردن جیب خود است بوجود آمد.

البته گروهی از محققان ملعون اسرائیلی به این نتیجه واهی رسیده‌اند که «پرچمدار» در ابتدا «پرچم ندار» به معنای کسی که اصولا نه پرچمی دارد و نه کاری با این کارها بوده و بعد بخاطر شیر تو شیری اوضاع و تلفظ سریع این دو لغت از سر تریبون‌ها کم‌کم «ن» در «پرچم ندار» در «م» اصطلاحا «قلب» شده و در نهایت ترکیب «پرچمدار» بوجود آمده.

خلاصه «پرچمدار» ترکیب بسیار مهمی است که همه چیز در آن هست، از دادگستری و اعدام بگیر تا به برج‌سازی و شیر تو شیری اوضاع برسی. این از «پرچمدار». اگر عمری بود یک پست هم درباره «بشر» و اینکه «بشر» ذاتا «شرّ» است و باید «حق»ش را کف دستش گذاشت و اینکه اصولا «حقوق بشر» چیست خواهیم نوشت.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: