حجت برتری گاری بر بی‌.ام.و

یک بی‌.ام.و جدید و آخرین مدل را درنظر بگیرید. یک پیکان مدل پنجاه و سه را کنار آن بگذارید. کدام‌یک قشنگ‌تر هستند؟ کدام‌یک امنیت و آسایش بهتری برای شما (راننده فرضی) فراهم می‌کنند؟ همسایگان شما آرزوی داشتن کدام‌یک را خواهند داشت؟

مسلما جواب می‌دهید بی.ام.و. حالا فرض کنید که خدای ناکرده شما سوار این ماشین لوکس هستید که ماشینی در تقاطع محکم به بی.ام.و شما می‌کوبد و گلگیر سمت شاگرد را از بین می‌برد. عین همین تصادف را برای آن پیکان پنجاه و سه درنظر بگیرید. کدام‌یک صدمه جدی‌تری دیده‌اند؟ مسلما بی.ام.و چرا که یک ماشین لوکس و نو بعلت کارها و قابلیت‌های زیادی که دارد، خرت و پرت بیشتری (و فشرده‌تری) زیر کاپوتش کار می‌کنند. به دیگر سخن یک ماشین درست و حسابی امروزی «ظریف»تر است از یک ماشین «یغور»ی که سال‌ها قبل طراحی و ساخته شده. پهلوی گلگیر پیکان تقریبا هیچ نیست اما هزار و یک چیز در نزدیک همان گلگیر در بی.ام.و وجود دارد.

این مثال را تعمیم بدهید به تمدن‌های گذشته و موجود در جهان. هر تمدنی بنا به ماهیت «خوب‌تر» بودن، «لوکس» بودن، «بزرگ» بودن، «امن» بودن و احیانا «کاراتر»بودن خویش قدرت جذب مردمان بیشتری را در درون و از خارج خویش داشته. اما مشکل این بوده که این تمدن‌ «لوکس» با شهرهای زیبا و مردمان مرفه خویش در مقایسه با دیگرانی که دور و بر آن بوده‌اند «ظرافت» داشته. درنظر بگیرید تمدن ایران در همان زمان‌های حمله مغول‌ها را. مغولان مردمانی «زمخت» و «سختی کشیده» و «جنگ‌جو» بودند (شاید حتی بشود گفت «وحشی» هم بوده‌اند). کشور آن موقع ایران بخاطر داشتن یک سیستم و نظام ثابت، مردمانش بقدر مغول‌ها «زمخت» نبودند و با توجه به وضع زندگی عامه مردم آن زمان، بقدر مغول‌ها «سختی» نکشیده‌بودند.

وجود «ظرافت» و «باید و نباید»ها هستند که دست و پای تمدن‌ها یا دولت‌های بزرگ را همواره در طول تاریخ بسته‌اند. شاه آن روز ایران (هرکس که بود) ناچار بود فرضا به این فکر کند که اگر کل ارتشش را بخواهد از سراسر کشور به جنگ با مغولان ببرد آنوقت بر سر دیگر استان‌های کشور چه خواهد آمد بدون ارتش. اما مغولانی که زندگی‌شان بر پشت اسب بود با «تمامیت» خویش در جنگ حاضر بودند. جالب است که این اقوام مهاجم هم پس از ماندگار شدن و حل شدن در دستگاه دستک و دیوانی و حرکت با رودخانه تمدن و حاکمیت، خود بناچار تن به همان «ظرافت»‌ها و «باید و نباید»ها می‌دادند.

به دنیای امروز نگاه کنید. «نیروی پلیس» ناچار به رعایت «بایدها و نباید‌ها»ئی است که دزدان و راه‌زنان «ناچار» به رعایت‌شان نیستند. اگر گلوله یک مامور پلیس در درگیری با آدم‌های بد اشتباها بخورد به یک رهگذر، می‌شود پلیس مذکور را یافت و سین جیم کرد و احیانا بخاطر سهل‌انگاری در انجام مسئولیت او را تنبیه نمود. اما آدم‌های بدی که جلوی پلیس‌ها هستند ممکن است بدون توجه به اینکه آدم‌های عادی در آن منطقه در حال رفت و آمد هستند شروع به تیراندازی به اطراف نمایند یا مثلا از آن آدم‌های عادی بعنوان سپر و گروگان برای خود استفاده کنند. هیچ عتاب و خطابی هم بعدا برای «آقا دزده» درکار نخواهد بود.

آنچه در درگیری‌های خاورمیانه می‌گذرد را یک بار جلوی چشم خود مرور کنید. اگر «بایدها و نبایدها» نبود، آیا بنظر شما صاف کردن و شخم زدن یک شهر و دفن همه مردمش زیر آوار، برای قدرت‌های درگیر در نبردها کاری دارد؟ اگر نمی‌کنند به این دلیل نیست که مایل نیستند یا «آدم‌های خوبی» می‌باشند، بلکه به این دلیل است که آن «ظرافت»ها و ملزومات یک قدرت بزرگ بودن دست و بال‌شان را بسته‌ است. بی.ام.و ماشین خوبی است اما برای خیابان‌های خاورمیانه قدری «سوسولی» بنظر می‌آید. این است که هر گاری سواری در این منطقه آشوب‌زده دنیا به خودش اجازه می‌دهد بپیچد جلوی بی.ام.و و بعد برود پز بدهد که «بله، دیدید سوسکش کردم بی.ام. و هه رو؟ این نشانه و حجت برتری گاری بر بی.ام.و است». بگذریم.

Advertisements

یک پاسخ to “حجت برتری گاری بر بی‌.ام.و”

  1. اولاد Says:

    نکته باریکی بود. بعضی ار مسایل را با مثال بسیار راحت تر و سریع تر میتوان تفهیم کرد که شما اینکار را بخوبی در این موضوع انجام دادید.
    آنقدر مطلب جالب است که حیفم می اید من آنرا در بالاترین لینک کنم. لطفا حتما خودتان اینکار را انجام دهید
    ارادت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: