جنگ ما، جنگ آنها

جناب آقای مردایان عزیز و محترم
 پیرو سوال‌هائی که از کمانگیر پرسیده‌اید اگر قابل بدانید می‌خواستم بدون اینکه وارد بحث شما دو هموطن عزیز بشوم پاسخ خودم را به سوالاتی که مطرح فرموده‌اید خدمت شریف شما عرض کنم.

فرموده‌اید که:
فرض می کنیم در 1361 ایران قطعنامه را می پذیرفت و صلح می کرد یعنی همان واقعه 67 .

1- چه کسی تضمین میداد عراق دوباره حمله نکند چنانکه بلافاصله بعد از پذیرش قطعنامه از سوی ایران و عقب نشینی نیروها تا نزدیک اهواز دوبار دیگر لشگر کشید. ؟

خدمت شریف شما باید عرض کنم که «همان کس که تضمین داد عراق بعد از سال ۶۷ دیگر حمله نکند». آیا ایران اساسا همان زمان سال ۶۷ نیز تضمینی از کسی گرفت که صدام دیگر حمله نکند یا نه؟ ولی جدای از این حرف‌ها، تضمین عدم حمله صدام به ایران همان قدرتی بود که ایران در  سال ۱۳۶۱ نشان داد و مهاجمان را تا خاک خودشان پس راند. بخاطر همین قدرت مطمئنا دیگر عراق نمی‌توانست تا مدت‌ها به فکر حمله مجدد به ایران بیافتد. مگر اینکه در قدرت و صلابت قوای مسلح ما در سال ۱۳۶۱ شکی وجود داشته‌باشد.

2- ورود ایران به خاک عراق از نظر تمامی صاحب نظران نظامی دنیا برای گرو کشی سر میز مذاکره الزامی بود زیرا تا زمان 1367 هیچ قطعنامه ای به نفع ایران و تعیین کننده متجاوز و غرامت مطرح نشد
اگر اشتباه نکنم یک بار همان موقع که ایران عراق را به مرزهای خودش عقب راند کشورهای عربی (مشخصا عربستان و کویت) حاضر به دادن غرامت به ایران بودند. و اما قرار بود ایران چه چیزی را با رفتن به خاک عراق بر سر میز مذاکره بیاورد؟ کدام مذاکره قرار بود انجام شود که ما از آن بی‌خبر بودیم و هستیم؟ مگر قرار بود ایران برود مثلا سه استان عراق را بگیرد بعد بنشینند سر میز مذاکره؟ حالا گیرم در عالم خیال ایران و عراق هر دو می‌خواستند مذاکره کنند. بر سر چه قرار بود مذاکره شود؟ اصلا اگر صدام حسین در چنین مذاکرات فرضی‌ای زیر بار حرف ما نمی‌رفت آیا ما خاک عراق را نگاه می‌داشتیم؟ تا کی؟ آنوقت آیا ما قوای آزادگر بودیم یا قوای اشغالگر یا قوای گروگان‌گیر؟

3- چرا تمام دول غربی از صدام حمایت تسلیحاتی کردد و سلاح های شیمیایی از کجا به دست عراق رسید؟
اجازه بدهید در مورد سلاح‌های شیمیائی خدمت‌تان عرض کنم که از «آلمان» و «هلند» به دست عراق رسیدند. همان آلمانی که بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران در اروپا شد بعد از جنگ. بنزهای ضد گلوله‌مان را هم از همان آلمان خریدیم. در ضمن تا جائی که من می‌دانم عراق سلاح شیمیائی از اروپا نگرفت بلکه مواد اولیه این جنگ‌افزارها را از اروپا خرید که البته اگر اشتباه نکنم اروپائی‌ها هم آنقدر هالو نبودند که ندانند عراق این‌ها را برای چه می‌خواهد.

در مورد جانب‌داری دولت‌های غربی از صدام باید عرض کنم که صدام حسین سفارت آمریکا در بغداد را به مدت ۴۴۴ روز اشغال نکرده بود و کارمندانش را گروگان نگرفته‌بود. هر هفته در نماز جمعه‌ بغداد شعار مرگ بر این و مرگ بر آن داده نمی‌شد. شما خودتان جای همان دولت‌های غربی بودید چه می‌کردید وقتی که یک طرف جنگ هر روز از سر منبر و تریبون‌ رسمی‌اش علیه شما شعار داده می‌شود؟ البته باید عرض کنم که اگر اشتباه نکنم غرب نمی‌خواست این جنگ برنده‌ای داشته‌باشد. این بود که وقتی صدام ضعیف شد کمکش کردند و وقتی ایران ضعیف شد زیر دست و بالش را گرفتند. هر دو طرف باید آنقدر توی سر و کله هم می‌زدند که دیگر نا و توانی برای بی‌ثبات کردن بیشتر خاورمیانه نداشته‌باشند.

4- عراق از عملیات بدر به بعد مسلح به تسلیحاتی شد که خودش توان استفاده ی از آن را هم نداشت چه کسی سه بار پیاپی سیستم جنگی عراق را تجهیز کرد؟
اگر به همان پاسخ سوال قبلی مراجعه بفرمائید خدمت‌تان عرض کرده‌ام.

5- میراژ. سوپر اتاندارد. سوخو و… چطور به دست عراق رسید؟
میراژ را همین فرانسویانی که ما از ایشان خط تولید پژو را بلافاصله بعد از جنگ خریدیم به عراق دادند. در مورد سوپر اتاندارد بنده چون اطلاعی ندارم اظهار نظر نمی‌کنم. سوخو را اما همین روس‌هائی که سال‌ها است دارند روی نیروگاه اتمی بوشهر کار می‌کنند و ظاهرا قرار بوده حدود هشت نه سال پیش تحویلش بدهند اما نداده‌اند به صدام حسین فروختند. همین روس‌هائی که «تور ام وان» را اخیرا به ما دادند.

6-چه کسی نقشه ی تمام عملیات های ایران را به طور ماهواره ای به وفیق السامرایی مسئول ارشد استخبارات می داد؟

همانگونه که در بالا به عرض شما رساندم هرکدام از این دو طرف درگیری -چه ایران چه عراق- که پیروز قطعی از این کارزار بیرون می‌آمد می‌توانست اصطلاحا برای دیگر کشورهای منطقه «شاخ» شود. کما اینکه صدام حسین که بقول شما مجددا تا اهواز پیش آمد (=برتری نظامی خودش را در آخر جنگ به نمایش گذاشت) بعدا برای کویت شاخ شد و حتی یکی دو تا موشک هم به سمت اسرائیل پرتاب کرد. برای اینکه این جنگ هیچ برنده‌ای نداشته‌باشد، غرب به سادگی بالانس قدرتی میان ایران و عراق ایجاد کرد. این قضیه ماهواره‌ها هم اگر صحت داشته باشد یکی از همان موارد است.

اما در هر حال باید به هوش سرشار ایرانیان آفرین گفت که هشت سال تمام ماهواره‌های غرب را سر کار گذاشتند و عملیات موفق یکی بعد از دیگری انجام می‌شد. البته اگر قبول کنیم که پس از ورود قضیه ماهواره به جنگ بود که کفه جنگ به سود عراق چربید آنوقت باید همین الان هم به خود بلرزیم که شاید هر پشه‌ای که در کشورمان بر سر خاشاک می‌جنبد را آمریکا بصورت عیان دارد می‌بیند. آنها که بیست سال پیش داشتند نقل و انتقالات ما را در اختیار دشمن‌مان قرار می‌دادند در این بیست‌سال چقدر پیشرفت‌کرده‌اند در این مورد خدا می‌داند. در این صورت باید گفت که ما مطلقا هیچ شانسی در برابر آمریکا نخواهیم داشت. مسلما منظور شما که این نیست؟ هست؟

با تشکر و تقدیم احترام
محمد

پ.ن: دوست عزیز من، به یک مسئله دقت کنید. اگر ما همانگونه که آقای محسن رضائی و تا حدودی رفسنجانی می‌گویند «ناچار» شدیم که قطع‌نامه ۵۹۸ را بپذیریم و بقول شما عراق تا پشت اهواز دوباره جلو آمد آنوقت باید بپذیریم که ما در آن زمان دربرابر صدام حسینی که شوروی (=شرق) و آمریکا و اروپا (غرب) از او حمایت می‌کردند با کمبود نیروی نظامی مواجه شدیم. این است که اگر آن موقع نتوانستیم از پس آنها بر آئیم الان چگونه می‌خواهیم با آمریکا بعد از بیست‌سال سرشاخ شویم؟ آیا سرعت پیشرفت نظامی ما در این بیست‌سال از پیشرفت نظامی جهان غرب بیشتر بوده؟

اما اگر ما قدرت نظامی‌مان بیشتر از عراق بود در آخر جنگ و وقتی که بچه‌های ما با دست تقریبا خالی عراق و منافقین را مجددا پس راندند باز ما بخاطر گوش‌مالی صدام حسین وارد خاک عراق نشدیم تا بابایش را در آوریم؟ آیا قبول یک قطع‌نامه تا این حد برای ایران الزام‌آور بود که علی‌رغم توان به دنبال گوش‌مالی صدام نباشیم؟ پس چرا به قطع‌نامه‌های دیگر در زمان حال الزامی نداریم؟ ما که قدرت‌ نظامی‌مان بیشتر از قدرت عراق و شرق و غرب (مجموعا با هم) بود چرا نتوانسته‌ایم هنوز که هنوز است دیناری از دولت فعلا دوست و برادر «عراق» غرامت بگیریم؟ چرا هنوز با عراق پیمان صلح امضاء نکرده‌ایم؟ از نظر قانونی ما هنوز در حالت «آتش‌بس» با عراق هستیم. نه؟

می‌گویم اگر آنها بردند جنگ را که پس چرا ما الان هیچی نشده می‌خواهیم دوباره یکی دیگر را شروع کنیم. اگر هم ما بردیم جنگ را چرا آثار برنده شدن در جنگ (مثل غرامت یا عذرخواهی رسمی عراق) را نمی‌بینیم؟

Advertisements

9 پاسخ to “جنگ ما، جنگ آنها”

  1. سروش Says:

    پیشنهاد می کنم خاطرات هاشمی رفسنجانی در این سالها رو بخونید خیلی چیزا تو این مجموعه کتابا مطرح شده

  2. داوود مرادیان Says:

    بسم الله . کمی پرهیجان است اما بد نیست.
    گفته اید: تضحین بعد از 67. این تضمین به خاطر هجوم دوبارهنیرو ها بعد از قبول قطعنامه و بازسازی لشگرها بطور کامل برای عراق که درگیر جنگ فرسایشی بود پیام کافی داشت!
    با ایده ی شما در باره فرسایش هر دو طرف جنگ موافقم . و اینکه جنگ می توانست 61 تمام شود اما نه با آتش بس
    گفته اید می شد آتش بس داد. آتش س حالت نه جنگ نه صلح بود. در این حالت با توجه به اینکه ایران اگر هم می خواست نمی توانست نفت شهر مسلح شده را پس بگیرد .معلوم نبود این شهر و امکاناتش تا چه زمانی در اختیار عراق می ماند و صلح کی پذیرفته می شد.
    موضوع غرامت موضوع خوبی بود اما نه به قیمت نفت شهر.
    در واقع استراتری محقق نشده ی ایران گرفتن بصره بود.
    ولی دو هدف دیگر فاو و مجنون محقق شد. بخصوص مجنون بسیار برای ایران مهم بود که تا آخر جنگ بماند. مجنون نفت خیز در برابر نفات شهر.
    ……………..
    ما نیازی به امضای پیمان صلح نداریم وقتی عراق دوباره قراداد الجزایر را به رسمیت شناخت. به صلح زمان شاه باز گشتیم.
    ……………………..
    اینکه الان ایران رابطه اش با آلمان چگونه است یا روسیه . خیلی محل اعراب در این بحث ندارد. بلاخره بعد از هر جنگی دول نیاز به رابطهبا هم دارند. اینجا دنیاست.
    …………………..
    شعار مرگ بر این و بر آن از تبعات انقلاب هاست. طبیعی است اما نقشی در های پولتیکال جهانی ندارد. اگر اینجور بود الان پاکستان هم همین وضعیت را داشت.
    خوب است ادامه بدهیم

  3. piamak Says:

    صدام حسین که بدتر از جمهوری اسلامی شعار مرگ بر آمریکا می‌داد! در ضمن من هیچ دفاعی از ادامه‌ی جنگ ندارم ولی خوب بعد از فتح خرمشهر عراق کامل از ایران خارج نشده بود. در ضمن نه تنها سال ۶۱ کسی نمی‌تونست تضمین بده که عراق به ایران دوباره حمله نمی‌کنه بلکه بعد از سال ۶۷ و پذیرش قطعنامه هم سه چهار عملیات بزرگ برای تصرف مجدد خرمشهر انجام داد. در ضمن من نمی‌دونم شما از پا در میانی همون عربستان و کویتی صحبت می‌کنید که چند ده هزار جنگجو به جبهه‌های عراق اعزام کرده بودن و عملا با ایران در حال جنگ بودند. آیا از پیشنهاد آنهایی حرف می‌زنید که روزانه دو ملیون بشکه نفت اضافه بر سهمیه‌شان در اوپک می‌فروختند و پول آن را مفت و مجانی دو دستی تقدیم عراق می‌کردند؟ در ضمن در مورد اطلاعات هر دو طرف بحث در مورد حمایت آمریکا از عراق بحث جدی وجود دارد. در واقع آمریکا تا سال ۶۴ هیچ حمایتی از هیچ یک از دو طرف نکرد. بعد از ماجرای مک‌فارلین هم بلافاصله به طرف عراق رفت. در واقع آمریکا در یک جبهه‌ی دیگر یعنی خلیج فارس به طور غیر رسمی وارد جنگ گرم و فیزیکی با ایران شده بود. به این نمی‌شه گفت حمایت از عراق بلکه این فرصت‌طلبی است.

  4. piamak Says:

    در ضمن در مورد اینکه چرا به قطعنامه‌های دیگر در زمان حال توجهی ندارم توجه شما را به این نکته جلب می‌کنم که طی کودتایی آرام در ۳ تیر ۱۳۸۴ نظام حاکم بر ایران به طور کلی زیرو رو شد.
    در ضمن لزوما من دلیلی نمی‌بینم که چون حالا به قطع‌نامه‌ها توجه نمی‌کنیم پس اون موقع هم نمی‌کردیم.

  5. کمانگیر Says:

    آقایی عزیز.

  6. پویا Says:

    سلام .
    وبلاگ فوق العاده ای درست کردید . واقعا جدی می گم . بینهایت پر محتواست . به قول خودمون پر ملاته .
    مطالبتون مثل اینکه خیلی داره به دردم می خوره . از شما هم خیلی ممنونم به خاطرشون .
    در عوض این مطالب شما من هم یه هدیه براتون دارم .
    » راهنمای اولین سکس زناشویی »
    اگه خواستید می تونید این صفحه رو تو وبلاگتون لینک بدید و به بقیه هم معرفی کنید .
    آدرس لینک هم اینه : http://delsoookhte.blogfa.com/page/shab.aspx
    برای همه چی ممنونم .
    می دونم که از خوندنش لذت می برید …

  7. lord13 Says:

    مهر گنده این جنگ لعنتی بد جوری تو زندگی ما خرده. نمی تونیم ازش فرار کنیم.چه اون خاطرات دیوانه کننده اون سالهای سیاه و چه تهدید های امروزی.

  8. Mohammad Says:

    مورد 2 خیلی جالب بود…مشتاقم ادامه بحث رو ببینم

  9. honar shoe Says:

    دنبال يه همچين مطلبي ميگشتم .
    خيلي ممنون

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: