«نگاهی دقیق‌تر به روی‌دادهای ایران و جهان»

مطلب زیر به هیچ وجه خیالی نیست. خیلی هم واقعی است.

——————————-

برنامه یک ساعته «بررسی دقیق ‌اخبار» از کانال تلویزیونی صدای فلان‌ کشور آغاز می‌شود. بعد از کلی آرم و دلنگ دلنگ مجری برنامه شروع به صحبت می‌کند. پنج شش دقیقه اول برنامه جناب مجری زل زده به صفحه «تله پرامپت» دارد تته پته کنان خبرهائی را که قرار است در این پنجاه و چند دقیقه باقیمانده به همه  آنها بپردازند می‌خواند، از گرانی پودر رختشوئی در نعمت‌آباد گیل‌وند بگیرید تا اعدام شونصدنفر ایرانی در دوبی. بعد مهمان‌ها را معرفی می‌کند و پس از سلام و علیک معمول ما ایرانی‌ها شروع به پرسیدن سوال از یکی از مهمانان می‌نماید. حدود دو سه دقیقه مجری حرف می‌زند و می‌گوید. با جان کندن و عرق ریختن سعی می‌کند جمله‌هائی را که مدام در درون هم بصورت جملات معترضه باز کرده ببندد. نصف حرفی که زده فعل ندارد و نصف دیگر آن فاعل. آخرش خودش می‌فهمد که گند زده و کسی نفهمیده منظورش چیست مجددا شروع می‌کند و این‌بار زایمان کامل صورت می‌گیرد و جناب مجری سوالش را به آقای دکتر مهمان برنامه در تهران می‌فهماند.

مجری- (بعد از تمام مراحل چند دقیقه‌ای بالا) چطوری است که یک دولت که مدعی برنامه داشتن برای جهان است از تولید و ارائه برق به مردم خودش عاجز است؟
آقای دکتر در تهران- ببینید این حرف شما در واقع خبر را خوب منعکس نمی‌کند. ما نمی‌توانیم بگوئیم که حالا مثلا در روز یکی دو سه ساعتی برق می‌رود این عدم توانائی دولت است. کدام دولت را شما پیدا می‌کنید در دنیا که نتواند برق به میزان کافی تولید کند؟ اصلا من فی‌الواقع می‌خواهم بپرسم که فی‌الواقع مگر دولت در ایران فی‌الواقع مسئول تولید برق در کشور است؟ در کجای قانون فی‌الواقع اساسی ما آمده که دولت باید برق را فی‌الواقع تولید کند؟ اتفاقا در اصل ۴۴ قانون اساسی آمده که دولت باید زمینه را برای سرمایه‌گذاری…

آقای دکتر گازش را می‌گیرد و می‌رود. خوب متوجه هست که زمان برنامه محدود است و برای جلوگیری از پرسش بعدی باید تا جائی که می‌تواند مزخرف ببافد و تحویل بدهد. مجری برنامه شونصدبار سعی می‌کند حرف بزند اما آقای دکتر (که ظاهرا عیال‌شان در خانه اجازه صحبت به ایشان را نمی‌دهند و دانشجویان‌شان هم با نگاه عاقل اندر سفیه و فقط بخاطر نمره به ایشان خیره می‌شوند بدون شنیدن افاضات‌شان) مجال نمی‌دهد. یک ریز می‌گوید و می‌گوید. مجری بالاخره موفق می‌شود مثل قهرمان‌های فیلم‌های هالیودی که اسب‌های رم کرده یک کالسکه را با کلی بدبختی آرام می‌کنند افسار سخن را به دست بگیرد. این‌بار نوبت مجری است که برگردد به دیگر مهمان برنامه بگوید:

مجری- همین سوال را از شما داریم

و بعد باز پنج‌ دقیقه‌ای آن‌گونه مطلب را می‌پیچاند که کسی نفهمد اول و آخر حرفش چیست. میهمان بخت‌برگشته حاضر در استودیو که در چهارده سالگی از ایران خارج شده و الان چهل و چهارسالش است در می‌آید که:

میهمان- آقای مجری این حرف دقیقا به همان اندازه faulty هستش که ما بیائیم و declare بکنیم که از فردا هر individual ی که در lineup یک فروشگاه chain store بزرگ مثل Walmart هستش نتونه با ارائه receipt معتبر روی credit card خودش جنسی را که خریده refund بکنه. این از نتایج کار دولتی هستش که proud هستش که representative امام زمان هستش…

ایشان هم یک هفت هشت دقیقه‌ای درباره تجربیات خودشان در «نیوجرسی» و پس دادن کفشی که خریده‌بودند اما پای‌شان را می‌زد داد سخن می‌دهند. مجری می‌ماند که چطوری حرف‌های این بابا را جمع‌ و جور بکند و پلی بزند بین تجربیات آقای مهمان برنامه که در آمریکا زندگی کرده‌اند و آن عبد‌القلی نجف‌زاده اصل گناوه‌ای که در پشت‌کوه‌تپه ایران نشسته پای برنامه. از خیر قضیه می‌گذرد و این‌بار به اروپا می‌رود و به خانم مهمان برنامه در سوئد سلام می‌کند. این‌بار سوال اول برنامه را به کناری می‌گذارد و تپق زنان و تمج‌مج کنان درباره وضعیت زن بلوچ ایرانی در سیستان که ناچار است از جوب آب کثیف آب بردارد از خانم مهمان برنامه می‌پرسد.

خانم مهمان- ببینید آقای مجری من اصلا نمی‌دانم این آقای دکتر در تهران چطوری می‌توانند چشم‌شان را روی جنایاتی که این حکومت در شهرهای کوچک و بزرگ به اسم اسلام انجام می‌دهد ببندند…

استارت خانم از سوئد که می‌خورد ناگهان موتور ماشین ایشان بخاطر آن همه فجایعی که بر سر ایشان و دیگر مهاجران ایرانی در اروپا رفته می‌ترکد. از تهران هم جناب دکتر با این سرکار خانم سرشاخ می‌شوند و مجری با کپسول آتش‌نشانی سعی در خاموش کردن حریق ایجاد شده می‌کند. بعد از چند دقیقه‌ای که جناب دکتر تحصیل‌کرده اروپا با کلمات قلنبه سلنبه عربی به خانم کارشناس از سوئد «لن ترانی» می‌اندازد و آن خانم محترم نیز هرچه دق و دلی دارد از اروپا و شوهر و بچه‌هایش را بر سر این دکتر بدبخت خالی می‌کند با کمک از ادبیات بیانیه‌های سیاسی گروه‌های اوپوزیسیون مستقر در اروپا، مجری که می‌بیند «کف» کپسول وی تمام شده این‌بار با همان کپسول خالی دوتا توی سر این می‌کوبد و دوتا توی سر آن و رشته صحبت را به دست می‌گیرد و شروع به بافتن آسمان و ریسمان به هم می‌کند که نیم ساعت اول برنامه تمام می‌شود و باید به استودیوی خبر بروند.

بعد از خبر هم چند دقیقه‌ای آرم و موزیک اعصاب خرد کن برنامه که ظاهرا قرار است تا صد سال دیگر تغییر نکند به مدت چند دقیقه بیخود و بی‌جهت نواخته می‌شود و بعد مجددا چند دقیقه‌ای جناب مجری با همان سرگشتگی همیشگی‌شان وقت را تلف می‌کنند تا یک سوال از آقای دکتر در تهران مطرح کنند.

مجری- آقای دکتر حالا با این وضعی که کانادا هم حاضر شده از تحریم‌ها پیروی کند وضعیت ایران چه می‌شود یا می‌تواند باشد البته این حرف ما نیست (و در پرانتز یکی دو دقیقه‌ای مزخرف به هم می‌بافد که این حرف‌ها گفته شده و مسئولین ایران اگر بخواهند می‌توانند بیایند در برنامه و از این بچه مثبت بازی‌های خبرنگاری) البته این درصورتی است که ما آثار این تحریم‌ها و سفره‌های مردم ایران؟ یعنی می‌شود؟ (جمله ایشان در وسط زمین و هوا ول می‌شود به امان خدا)

آقای دکتر در تهران- ببینید فی‌الواقع ما اینجا با یک مسئله‌ای مواجه هستیم که بنوعی در سیاست مشابه همان مسئله «اکل و ماکول» فقهی هستش. یعنی فی‌الواقع سبد کنترلی دولت بر روی «یتنازع بوقت الوقوع» متمرکز نیست. اینجا آمده قانون‌گذار «یحتجب بالاحتساب» یک سری معیارهائی را فی‌الواقع «ذکرو و فذکر» کرده و لذا …

باز همان قضایای بالا بین مجری که سعی دارد جلوی پرت و پلا گفتن آقای دکتر در تهران را بگیرد و جناب ایشان که گوش‌ها و چشم‌های شریف‌شان را بسته‌اند و دهان مبارک را گشوده‌اند مجددا تکرار می‌شوند. این‌بار خانم مستقر در سوئد نیز به وسط گود می‌پرند و با حضور آقای کارشناس برنامه در استودیو در این بحث و بزن بزن دیگر صدا به صدا نمی‌رسد. مجری بناچار میکروفون‌های همه را قطع می‌کند تا نوبت چرت و پرت گوئی به خودش برسد و پس از ده دقیقه حرف جهت‌دار زدن و بعد باز قسم و آیه خوردن که این حرف ما نیست و مسئولین اگر بخواهند می‌توانند بیایند اینجا و ما درب اینجا را به روی کسی نبسته‌ایم، ناگهان یادش می‌آید که ای بابا دو دقیقه دیگر تا آخر برنامه مانده.

مجری- خانم مستقر در سوئد وقت‌مان بسیار کم است لطفا فشرده در یک دقیقه بفرمائید که این که دولت امارات اعلام کرده که شونصد نفر ایرانی را به جرم قاچاق مواد مخدر قرار است فردا صبح در امارات اعدام کند، این جریانش چیست؟ آیا اصلا مهم است؟

خانم هم در سی‌ثانیه راه حل تمام مسائل و مشکلات ایرانیان عالم را در تغییر رژیم ایران عنوان می‌کند بدون اینکه اشاره‌ای به این شونصد نفر محکوم بدبخت در امارات بکند. مجری تته پته کنان برنامه را جمع می‌کند و آفتاب را بر سر این شهر و آن شهر ایران می‌تاباند و چهارتا کوه از ایران را نام می‌برد و برنامه تمام می‌شود.

نتیجه‌گیری اخلاقی:
۱) آخر مرد حسابی مگر کسی توی تهران هفت‌تیر پشت‌ سرت گذاشته که بروی با فلان برنامه ماهواره‌ای مصاحبه کنی؟
۲) عزیز دل برادر همه که مثل تو سی سال نیست در نیوجرسی آمریکا زندگی کرده باشند بفهمند تو چه می‌گوئی که.
۳) سرکار خانم عزیز شما مخاطب‌تان یکی مثل خودتان است یا امثال قیزه‌بیگم در ولی‌آباد اصفهان هم مخاطب‌تان هستند؟
۴) مسئولین تلویزیون صدای فلان و بهمان ایراد نگیرند که در ایران کارها بین هزار فامیل رد و بدل می‌شود و قحط الرجال است. در همان کشور گل و گشاد شما هیچ‌کس بهتر از ایشان نیست که مجری‌گری بکند؟ صل علی محمد، هیچکی نبود این آمد؟
۵) برنامه‌های امثال این درست است که مخاطب را برای چندبار اول می‌خنداند اما بعدا دیگر لطف و ملاحت خودش را از دست می‌دهد.
۶) ترسم به کعبه نرسی ای اعرابی – کین ره که تو می‌روی به ترکستان است
۷)

Advertisements

4 پاسخ to “«نگاهی دقیق‌تر به روی‌دادهای ایران و جهان»”

  1. جهانگرد Says:

    سلام
    افرین واحسنت به شما که از کانادا این مطلب را پی گیری کردید وبه این نتیجه سالم رسیدید که بله اینها راه شان کمی تا قسمتی کج ومعوج استواز مسیر اصلی مدتهاست که منحرف شده اند واصلا از سر سیری واروغ بعد از چلو کباب شش دانگ این حرفها وبرنامه ها را برای ملت بیچاره می سازند

  2. امیرحسین Says:

    ببین من نمی دونم شما موافق حکومتین یا مخالف اما در هر صورت خیلی قشنگ تفسیر خبر به قول خودتون صدای -آ-م-ر-ی-ک-ا رو گفتین. جمهوری از یک طرف زیاده روی می کنه اینا هم از اون طرف.

  3. ورتيگونه Says:

    سلام محمد نازنين،
    در مورد اين مجري و اين برنامه‌ي كانال صداي فلان كشور، تا حدود زيادي با تو موافقم. به خصوص وقتي كه قراره از اين آقايون دكتراي سفسطه‌باز آخوندي ِ وابسته به حكومت رو از تهران به برنامه دعوت كنن، بايد مجري‌هاي تيزهوشي داشته باشن كه كلي از عمرشون رو تو اين مملكت خراب شده‌ي ما گذرونده باشن و با روش‌هاي سفسطه و مغلطه، منحرف كردن بحث، خلط مبحث، يك‌بند وراجي كردن، بحث رو كش دادن، پاسخ به يك چيز ديگه دادن، يك ساعت مقدمه بافتن، گوانتانامو و ابوقريب رو به وسط كشيدن، مگه تو بقيه كشورا از اين مشكلات ندارن گفتن و …. آشنا باشن، تا جلوي اينكه همه‌ي يك ساعت برنامه به في‌الواقع گفتن و قس علي هذا گفتن تموم بشه رو بگيرن. البته رفتار دكتر تهراني مهمان برنامه به قدري حال به هم زن بود و هست كه جايي كمي براي انتقاد به مجري باقي مي‌ذاره.
    تكرار اين حرفا كه «اينا نظرات شخصي مهمانان برنامه هست» و «البته این حرف ما نیست» و .. هم آزار دهنده شده. دل و قلوه دادن به دكتر لندني در آرزوي خانه پدري و دكتر واشنگتني موسس سپاه پاسداران، و حرف از گره كراوات زدن و مزه پروني‌هاي تكراري مجري رو كه ديگه نگو.
    اميدوارم دو تا مجري جوون و تيزهوش پيدا كنن كه ما رو از اين اعصاب خردي نجات بدن. البته خيلي هم فرق نمي‌كنه همه‌مون و همه‌شون داريم يك مشت حرفاي تكراري مي‌زنيم كه سالهاست داره گفته ميشه و ديگه كسي جدي‌شون نمي‌گيره و اميدي به تاثير گذاشتن اين حرفا نيست، حتي اگر تيم سباستين و لري كينگ و فريد ذكريا هم مجري برنامه باشن بازم همين آش و همين كاسه.

    در ضمن ف م سخن هم تو مطالب آخريش به شيوه دكتر تهراني در به گند دادن برنامه اشاره طنزآميز داشته، در اين دو لينك:
    http://mag.gooya.com/society/archives/074917.php به نام دکتر صادق زيباکلام در صدای آمريکا و
    http://mag.gooya.com/society/archives/075198.php به نام مصاحبه با صادق زيباکلام در باره اعدام يعقوب مهرنهاد

  4. ahmad Says:

    salam aziz ? kam kam daram motade webloget misham

    احمد عزیز این مایه افتخار من است که دوست خوبی مثل شما داشته باشم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: