از این کوزه هشلهفت ما بهتر از این در نمی آید

دوست عزیز و ندیده‌ای بنام آقای «حسین شیخ» نویسنده وبلاگ «باز تعریف» لطف کرده‌اند و قابل دانسته‌اند من را و در پاسخ به مطلب «از اصلاح‌طلب بودن پشیمان گشته‌ایم، مرحمت فرموده ما را ول کنید» اینجانب، در وبلاگ خودشان پستی را به بیان نظرات و دیدگاه‌های خودشان اختصاص داده‌اند و من را دعوت به صحبت و بحث فرموده‌اند. در پاسخ به فرمایشات ایشان خواستم در وبلاگ‌شان و در پای همان مطلب مذکور نظرم را بیان کنم که طبق معمول سخن من به درازا کشید و از میزان مجاز حروف و کلمات بیشتر شد. به همین دلیل عرایضم را خدمت‌شان ایمیل کردم. اما ایشان راست می‌گویند و بحث بین دو نفر چندان با نتیجه نیست. این است که متن ایمیلی را که خدمت ایشان زدم، با اجازه حسین عزیز اینجا عینا ذکر می‌کنم و از همه دوستانی که نظری در زمینه انتخابات و اصلاحات و اصلاح‌طلبان و مواردی از این دست دارند دعوت می‌کنم در بحث بین من و ایشان شرکت فرمایند.

——————————-

حسین عزیز و محترم

لطف بسیار داری به من که قابل دانستی و یک پست کامل را به من اختصاص دادی. امیدوارم روزی برسد که زیر سایه همه دوستان خوبی چون شما بتوانم لایق این همه محبت باشم.

و اما آقای خاتمی: 

خدمت شریف شما عرض می کنم که کاملا با شما موافق هستم آنجا که می گوئید «عرصه سیاست امروز بیش از آنکه عرصه ی واقعیت ها و «بود» ها باشد، عرصه «نمایش» ها و «نمود»هاست. به عبارت دیگر به جای آنکه آنچه واقعا رخ داده است مورد توجه قرار گیرد، آنچه که از یک رخداد «نموده» میشود مهم است».  تفاوت دیدگاهی بین من و شما به گمان من از آنجا می آید که من معتقدم این «نمود»ها نباید و نمی توانند در امر اداره کشور محلی از اعراب داشته باشند. اگر اجازه بدهید یک درصدی را بعنوان فرض مطرح کنم. فرض می کنیم که در سیاست امروز ایران سی درصد «عمل» وجود دارد و هفتاد درصد «نمود». من معتقدم که کاملا باید وضع برعکس این قضیه باشد و ما نیاز به هفتاد درصد «عمل» داریم و سی درصد «نمود». 

روی کار آمدن آقای خاتمی و تیم همراه ایشان اگر فقط «نشانه» حاکم شدن عقلانیت و اعتدال در جامعه باشد اما در «عمل» کم بیاوریم که فایده ندارد. مسلم است که تیم همراه ایشان و شخص خودشان بهتر از حضرات فعلی حرف می زنند و نمای بهتری از ایران به جهانیان ارائه خواهند داد اما آیا کار ما با «حرف» و «نما» درست می شود؟

اشتباه برداشت نکنید از حرف من، به هیچ وجه منظورم این نیست که حضرات سوار بر چهارپای مراد ترجیح دارند به تیم خاتمی، ابدا. منظور من این است که اگر کسی بر سر کار است و می خواهد اصلاحاتی را در جامعه و نهادهای آن انجام بدهد، این کار با شعار انجام نمی شود. بماند که اصلا معلوم نبود و نیست که آقایان اصلاح طلب می خواستند چه چیزی را و چگونه و تا چه حد اصلاح کنند.

نکته دیگر اینکه کاملا معتقدم «بیله دیگ بیله چغندر». آقای احمدی نژاد و تیم ایشان را ممکن است من و شما که سواد داریم و چند کلاس درس خوانده ایم و دانشگاه دیده ایم و دستی به قلم داریم و حضوری فعال در دنیای اینترنت از خودمان نشان می دهیم دوست نداشته باشیم اما باور بفرمایید که ایشان و ظاهرشان و اعمال و رفتارشان همان «عصاره» فضیلتی امروز ما ایرانیان است. شاید از قبل از انقلاب مشروطیت تا کنون هیچ گاه فاصله بین حکومت گر و حکومت کننده تا این حد کم نبوده (از نظر ظاهری و از لحاظ عقلی و رفتاری). 

شما یک ساعت که در خیابان قدم بزنید بیست تا آدم با دک و پوز کج و کوله مثل جناب رئیس جمهورمان می بینید. به شهرستان های کوچک و احیانا دهات کشور که سر بزنید می بینید مردم ما واقعا «احمدی نژاد»ی هستند. تمام آنچه در مذمت ایشان و تیم همراه شان گفته اند در زندگی اکثریت بزرگی از مردم ما «مصداق عینی» دارد. از ندانم به کاری بگیرید تا تصمیمات خلق الساعه تا گند زدن های بزرگ و بعد سر را بالا گرفتن و گفتن «کی بود، کی بود، من نبودم». 

از جامعه ای که از هر هفت نفرش یک نفر بی سواد مطلق است (یعنی نمی تواند اسم خودش را بنویسد) چه انتظاری می شود داشت؟ مردم جامعه باید بتوانند سیاستمدار را درک کنند. شاید به همین دلیل باشد که در آمریکا مردم آمدند به یک خنگ خل و چل بنام «جرج بوش» رای دادند چرا که بهره هوشی وی در حد بهره هوشی متوسط یک آمریکائی است. اگر این جناب جرج بوش در فرضا آلمان کاندید شده بود ملت با لگد می زدند زیر نه هرچه بدترش بود و می انداختندش وسط جوب آب کنار قصر صدارت عظمی آلمان. 

می خواهم بگویم حالا گیریم آقای خاتمی و تیم همراه شان یک سر و گردن از باقی اجتماع بالاتر باشند، با این همه آدم «آی کیو» در درون جامعه مان باید چکار کنیم؟ این همه نادان که نگاه مات و مبهوت شان به صحفه تلویزیون است و طوطی وار عربده می کشند که «انرژی هسته ای حق مسلم ما ست» را چگونه می توان با عقلانیت و اعتدال آشنا کرد؟ فردا از بیست نفر بصورت اتفاقی در خیابان بپرسید که فرق بین «آژانس بین آلمللی انرژی اتمی» و «شورای امنیت سازمان ملل متحد» را می دانند یا نه. پشت بندش بپرسید که نظرشان درباره انرژی اتمی ایران و این کشاکش بین المللی چیست.

و دقیقا همین مردم که تقریبا هیچ کدام شان هیچ وقت هیچ چیز بدردبخوری نمی دانند بدنه اصلی جامعه ما را می سازند. بهتر از حضرات فعلی چه کسی برگزیده این جماعت «گنگ خواب دیده» است؟

طولانی نوشتم ببخشائید بر من. چنانچه صلاح دیدید حتی می توانید تمام این کامنت را حذف کنید. غرض فقط تشکر بود خدمت شریف شما و درد دلی نزد اهل دلی. ایام خوش آن بود که با دوستان خوبی چون شما به گفت و شنود گذشت. باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود.

با تقدیم احترام فراوان

محمد (ققنوس)

Advertisements

5 پاسخ to “از این کوزه هشلهفت ما بهتر از این در نمی آید”

  1. جهانگرد Says:

    سلام
    مدتی هست که کمتر از شما نوشته می بینیم راستش را بخواهی خودم با بحران سوژه مواجه هستم

  2. جهانگرد Says:

    http://www.abho.wordpress.com
    دوست عزیز شما می دانید چگونه باید نام جهانگرد را در کامنت قبلی را لینک کنم؟

    —————————–
    جهانگرد عزیز

    هم در کامنت قبلی و هم در این کامنت با اجازه تو درستش کردم.

    موفق و شاد باشی
    محمد

  3. ورتیگونه Says:

    سلام ققنوس عزیز:
    توضیحت در مورد نمود و عمل منو یاد اون ضرب‌المثل قدیمی انداخت که:
    با حلوا حلوا، دهن شیرین نمی‌شه.
    موفق باشی

  4. پنگوئن Says:

    خوب گفته های تو مقبول … اما نمی توان به خاطر آنکه از هر هفت نفر یکی بی سواد هست دست روی دست گذاشت … در ضمن با اینکه گفته ای احمدی نژاد عصاره فضیلت جامعه ماست را قبول ندارم، این گفته در مورد درصد قابل ملاحظه ای صادق هست اما نه اکثریت … جامعه ما ویژگی های معیوبی دارد که احمدی نژاد می تواند بر آن ها ریاست کند اما آنکه خصوصیات این جامعه را با احمدی نژاد یکی بپنداری نمی پذیرم … در مورد خاتمی و خصوصا اطرافیانش هم به نظر من تا هدفشان صرفا کسب قدرت باشد گفته های تو درست هست اما اگر آن ها در فرصت باقی مانده نشان دهند جز قدرت اهداف دیگری هم در سر دارند به نظر من می توان با تو در باره نظراتت بحث کرد … ولی فعلا حق با توست!

  5. پژمان تک دهقان Says:

    گقتی خاتمی «نمود» است و عمل ندارد… فقط چند ثانیه به این موضوع فکر کن… گیریم که در اوایل دوران خاتمی ما صفر بودیم، و در اواخر آن هم هنوز در نقطه صفر بودیم. خودم این رو قبول ندارم، (در دوران رفسنجانی انتقاد از رئیس جمهور ممنوع بود، ولی در اواخر دوران خاتمی انتقاد از این مقام به یک عمل عادی تبدیل شده بود… چیزی که هنوز هم داریم.) اما از این که بدتر نبود؟ ، حالا میخوام اوایل و اواخر دوران احمدی نژاد رو هم بررسی کنی… اگر آن موقع صفر بودیم الآن چی هستیم؟ -10؟ -100؟
    شما از خاتمی چه انتظاری دارید؟ جز اینکه کشور ما در جهان ظاهر خوبی داشته باشد و در داخل هم گرانی و بی برقی و بی گازی بر سر ما نکوبد؟ جز اینکه وقتی جلوی او از تورم حرف میزنند نگوید «تورم ما از سال فلان تا فلان صفر درصد بوده!» (از سخنانی که آقایانی که ما را خر فرض کرده اند در چشمانمان نگاه میکنند و به ما میزنند) جز اینکه وقتی در دانشگاه دانشجویان سر او داد میزنند که «تو هیچ کاری نکردی» با آرامش جواب بدهد که حالا نفر بعد بیاید انشالله که بهتر از من باشد (یا یه چیزی تو همین مایه ها) جز اینکه وقتی مدرک تقلبی وزیر کشورش رو میشود حداقل او را برکنار کند؟
    آقایان، خاتمی سوپر من نیست… مطمئنم این دور اگر کاندید شود (که اگر بشود با اطمینان رای میاورد) حالا حالاها نمیتواند وضع مملکت را به همان نقطه صفر برساند… چون همانطور که میدانید خراب کردن یک ساختمان به مراتب راحت تر از ساختن آن است… مطمئنم اگر خاتمی بیاید دوباره همان آش و همان کاسه دوران قبلی او برپاست… این که همه بعد از چند وقت همه چیز را فراموش میکنند و او را مسئول همه بدبختیهای خود میدانند… کسی را که نمیگوید «مقصر این موضوع دولتهای پیشین هستند»…
    دوست عزیز، دفت کن… در دوران رفسنجانی انتقاد از رئیس جمهور یک کار مذموم بود و در اواخر دوران خاتمی دانشجویان سر او داد میزدند… این روند رو به آزادی کمی بیشتر نمیره؟ روندی که مطمئنا با حضور افرادی مثل احمدی نژاد قطع خواهد شد. مطمئنا توقع ندارید که خاتمی قصد براندازی حکومت را داشته باشد؟ یا حتی این که برخلاف خواسته های مقام رهبری و قانون اساسی جمهوری اسلامی عمل کند؟ ما هم میدانیم که او در این حکومت است، شما هم بدانید. اصلا ما هم نمیخواهیم انقلاب کنیم و حکومت را عوض کنیم که باز به عقب ماندگی 20 سال پیشمان دچار شویم، شما میخواهید؟
    این را هم میدانم که درصد زیادی از مردم ما شبیه احمدی نژادند… اما این دلیل میشود که ما بگوییم «پس حقشان همان است»؟ پس حق ما کجاست؟
    در ضمن، مطمئن باش همان مردم به ظاهر شبیه احمدی نژاد هم دیگر او را قبول ندارند… فکر میکنی این جوکها و اس ام اس ها از خانه روشنفکران پخش میشود؟
    راستی، حالا که اینو گفتم یاد یه چیزی افتادم… در دوران خاتمی چند تا جوک درباره او شنیدید؟ در دوران احمدی نژاد چی؟ فکر میکنم کسانی که نگران کمبود تفریح جوانان ما هستند باید در دور بعد هم به جناب آقای احمدی نژاد رای بدهند که به مدت چهار سال دیگر اسباب تفریح و شادی دل جوانان را جور کند…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: