ما و تمدن و تاریخ و درک‌مان از تاریخ و تمدن (۱)

پیرو لینک‌هائی مثل این یکی در بالاترین که دوستان در پای آنها بحث‌های مذهبی و ملی تاریخی می‌کنند:

وقتی ما شروع به صحبت درباره گذشته پر افتخار ۲۵۰۰ ساله ملی و یا ۱۴۰۰ ساله مذهبی‌مان می‌کنیم تقریبا همیشه یادمان می‌رود که ما داریم از ورای تاریخ و با چند صدسال فاصله به وقایع می‌نگریم. فراموش می‌کنیم که مردم آن زمان درک‌شان از «زمان» و «مکان» و «وقایع» و «افراد»ی که به ایشان مربوط بودند با ما متفاوت است. مردم آن زمان‌ها از «حق و حقوق» به معنائی که من و شما به یُمن چیزهائی مثل «اتحادیه ملل» بعد از جنگ اول جهانی و «سازمان ملل متحد» بعد از جنگ دوم جهانی می‌شناسیم برخوردار نبودند. رابطه بین دولت و ملت و اساسا تعریف این مقولات با آنچه امروز هست فرق اساسی داشت.

اگر ما امروز معتقدیم در قله‌های رفیع «فهم و شعور» بشری قرار داریم این نیست مگر به مدد آزمون و خطا‌های بسیاری که تمدن‌های قبلی بشری در جهان انجام‌شان داده‌اند و به احتمال قوی آیندگان ما نیز پس از ۳۰۰-۲۰۰ سالی که استخوان‌های ما پوسید خواهند توانست بر مبنای آنچه از ما آموخته‌اند و به ایشان رسیده سمت و سوی جاده تمدن بشری را اصلاح کنند. البته نباید از یاد ببریم که تمام آنچه ما به آن مفختریم و جزء مسلمات بدیهی‌مان است و دُرّ گرانبهائی می‌شناسیمش ممکن است در قرن‌های آینده مردمی که تاریخ می‌خوانند را دچار سردرد ناشی از عصبانیت کند و یا با سرخ و سفید شدن با آنچه امروزه ما می‌کنیم یا بعنوان مسیر صحیح زندگی می‌شناسیم روبرو شوند.

تمدن‌های بشری می‌آیند و می‌روند همانگونه که تا کنون هیچ‌چیز جهان ثابت و یکنواخت نبوده. همه چیز آمده و رفته. «تمدن» هم مثل هر چیز دیگری عمری و تاریخ مصرفی دارد. باز مثل هرکدام از ما انسان‌ها «تمدن‌»ها هم با یکدیگر متفاوت بوده‌اند و هستند. تمدنی با هنر و مثلا نقاشی و موسیقی خیلی «حال» می‌کرده و دیگری بازاری بوده و با اقتصاد و داد و ستد. آن یکی قدرتش را در فلسفه می‌یافته و دیگری فلسفه می‌بافته! تمدن‌ها به هزار و یک دلیل -که شاید «جغرافیا» یکی از مهم‌ترین‌شان باشد- بوجود می‌آمده‌اند و از بین‌ می‌رفتند. آنهائی که ماندند و خودشان یا آثارشان به تاریخ نسبتا معاصرتر ما رسیدند آنانی بودند که با واقع‌بینی توانستند خودشان را با محیط واقعی و شرایط بقای انسان هم‌آهنگ کنند. ما انسان‌های کنونی اگر فرزندان نسل‌کشان دیروز نباشیم لااقل اجداد ما بهتر از آنانی که نسل‌شان منقرض شد توانستند خودشان را با جهان تطبیق دهند. با دیدگاه‌های «تیتیش‌مامانی» امروزی نمی‌توان زمانی که «برق» نبود، «جاده» نبود، «غذا» نبود، «آب» نبود، «چرخ» نبود، «مجلس» نبود، «حقوق شهروندی» نبود، و هزار و یک چیز دیگر یا نبود یا بسیار ابتدائی بود را توضیح داد و تفسیر کرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: