جنگ و اخلاق (۳)

شما در رأس کشور فرضی‌ای بنام «داکومبا ماکومبا» قرار دارید. در حال حاضر با هیچ‌کدام از همسایگان‌تان در حال جنگ نیستید ولی بافت سیاسی منطقه شما به این‌گونه است که همگی (از جمله خود شما) با دقت همسایگان‌شان را تحت نظر دارند تا همین‌که یکی ضعیف شد یا مشکلی پیدا کرد دیگران به نوعی از ضعف او سوء استفاده کنند و استقلال یا تمامیت ارضی آن را با خطر جدی مواجه نمایند.

دانشمندان شما بصورت سرّی روی پروژه ساخت سلاحی بسیار قوی و مخوف (فرضا بمبی که می‌تواند با اموج صوت یا لیزر گوشت و پوست هزاران نفر از قوای دشمن را به چشم بر هم زدنی بخار کند و استخوان لخت باقی‌ بگذارد) کار می‌کنند. به شما خبر می‌دهند که این سلاح کشنده تست شده و حاضر است اما برای تست نهائی این سلاح نیاز به بکارگیری آن در شرایط واقعی هست. شما به‌عنوان کسی که باید تائید نهائی را بدهد چه کار خواهید کرد؟

اول) به یکی از کشورهای همسایه اعلام جنگ خواهید داد تا سلاح جدید خود را تست کنید؟ تست عملی یک سلاح مخرب یعنی کشتن انسان‌های بی‌گناه بسیار از هر دو طرف. ولی به احتمال قریب به یقین پس از اینکه دیگران دیدند شما چه قدرتی دارید دیگر کسی برای مدت‌ها به شما چشم طمع نخواهد داشت و تا سال‌ها هم شما و هم کشورهای همسایه‌تان می‌توانید در صلح و صفا زندگی کنید.
دوم) اگر هیچ‌کاری نکنید نه تنها بخش‌های تحقیقاتی ارتش خود را دلسرد کرده‌اید و این برای آینده ارتش شما خطرناک است بلکه روزی روزگاری امکان اینکه جاسوسان همسایگان شما به رمز و راز این سلاح مخوف پی ببرند و بروند بهترش را بسازند وجود دارد. در آن صورت احتمال اینکه شما قربانی حمله همسایگان باشید هست.
سوم) داشتن سلاحی اینچنین را مخفی می‌کنید؟ اگر این کار را بکنید نه تنها امکان دارد بند دوم بالا اتفاق بیافتد بلکه همسایگان شما ممکن است فکر کنند شما با همان سلاح‌های قدیمی مجهز هستید و به‌ همین دلیل ممکن است فکر کنند شما ضعیف هستید و به شما حمله کنند و انسان‌های بی‌گناه کشته شوند.
چهارم) جنگی در می‌گیرد (چه شما حمله کنید چه دفاع). اگر از این سلاح مخوف در همان اول جنگ استفاده کنید شاید چند صدهزار نفری کشته شوند ولی جنگ ظرف مدت یک ماه به اتمام برسد. اگر از این سلاح استفاده نکنید ممکن است جنگ سال‌ها به طول بیانجامد و بسیار بیشتر از حالت اول آدم کشته شود. آیا از سلاح مخوف خود استفاده خواهید کرد؟
پنجم) جنگی در می‌گیرد (چه شما حمله کنید چه دفاع) و با کمک این سلاح مخوف شما می‌توانید برنده قطعی جنگ باشید. آیا پس از تسلیم دشمن حاضر هستید به مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی قبل از جنگ بازگردید یا اکنون که قدرت بلامنازع منطقه هستید ترجیح می‌دهید کشور همسایه را به خاک خود ضمیمه کنید؟
ششم) مسلما چه جنگی در بگیرد چه در نگیرد همسایگان شما هم به دنبال تقویت بنیه نظامی خود هستند. این مسابقه تسلیحاتی تنها ضامن پایدار ماندن صلح در منطقه شماست. به دیگر سخن همه از هم‌دیگر می‌ترسید. در یک فضای باز و دموکراتیک امکان آمد و رفت جاسوسان دشمن و انتقال اطلاعات محرمانه شما به کشورهای همسایه وجود دارد. آیا شما برای ارج نهادن به دموکراسی فضای کشورتان را باز می‌کنید یا با مشت آهنین کم‌ترین و کوچک‌ترین تحرکات شهروندان خودتان (و خارجی‌های مقیم) را کنترل می‌کنید تا هیچ‌کدام از همسایگان‌تان نتوانند دست شما را به درستی بخوانند و به این وسیله استقلال و تمامیت ارضی کشورتان بعلاوه صلح حفظ شود؟

Advertisements

6 پاسخ to “جنگ و اخلاق (۳)”

  1. سروش Says:

    چهارم و پنجم

    ———————–
    به روی چشم سروش عزیز به مرور. در این زمینه حتما خواهم نوشت. متشکر هستم از لطف تو.
    قربان تو
    محمد

  2. ورتیگونه Says:

    محمد عزیز، مدتی پیش که یک دعوای مجازی بر سر موضوع جنگ در وبلاگستان پیش اومد، منهم شروع به نوشتن در مورد این موضوع کردم، دو قسمت رو نوشتم ولی به دلایلی دیگر ادامه‌ی مطلبم رو ننوشتم. بخشی از قسمت دوم مطلب من، کمی مرتبط به همین مطلب تو هست، اون بخشش رو با اینکه طولانی هست اینجا می‌زارم (فقط من در مورد فرضیات ننوشتم): عنوانش اون چند پاراگراف هست:

    4- اخلاق كانتی، دفع افسد به فاسد و بمب اتمي

    در ششم و نهم ماه آگوست 1945 در روز 2166‌ام و 2169‌ام جنگ جهانی دوم (جنگی كه هر روز به طور میانگین 32500 نفر قربانی می‌گرفت)، ایالت متحد آمریكا بمب‌های اتمی پسر بچه و مرد چاق را بر روی دو شهر هیروشیما و ناكازاكی (برنامه برای اوكیناوا تنظیم شده بود) می‌اندازد. 140 هزار نفر درهیروشیما و 80هزار نفر در ناكازاكی بر اثر انفجار اتمی این دو بمب كشته می‌شوند (میزان تلفات ناشی از این دو بمب به میزان بیشتری افزایش می‌یابد). 6 روز بعد ژاپن شكست در برابر نیروهای ائتلاف را می‌پذیرد و نهایتاً در روز دوم سپتامبر پایان رسمی جنگ جهانی دوم اعلام می‌شود.
    كانت فیلسوف اخلاق‌گرای آلمانی به یك گونه‌‌ی بسیار مطلق از اخلاق اعتقاد دارد، اخلاقی كه به اخلاق‌ كانتی معروف است و بر ارزش‌های اخلاقی غیر مشروط بنا شده است، در توصیف این نوع اخلاق معمولاً از این مثال استفاده می‌شود، A از شما نشانی محل مخفی شدن B را می‌پرسد، شما می‌دانید كه گفتن محل مخفی شدن B به كشته شدن او منجر خواهد شد، اما از آنجا كه دروغ‌گویی امری غیراخلاقی است و برای ارزش اخلاقی هم نمی‌توان شرایط قائل شد، شما باید حقیقت را بگویید حتی اگر به كشته شدن B توسط A منجر شود. در مقابل این نوع تفكر، قاعده‌ای سنتی مطرح می‌شود كه فكر نمی‌كنم كسی تا كنون تجربه‌ی بكاربردن‌ش را نداشته باشد، قاعده‌ای كه به دفع افسد به فاسد مشهور است. همان چیزی كه این روزها و همیشه در آستانه‌ی انتخابات در كشورما به شدت تبلیغ می‌شود، انتخاب میان بد و بدتر. اینكه شما از نظر اخلاقی مجازید برای جلوگیری از وقوع یك افسد، تن به یك فاسد دهید. البته امروزه بحث برسر این قاعده زیاد است، مخالفان بكارگیری این قاعده، چنین استدلال می‌كنند كه رواج این قاعده باعث همه‌گیر شدن بی‌اخلاقی می‌گردد چرا كه بر اساس آن هر كسی توجیهی برای هر رفتار غیر اخلاقی خود به دست می‌آورد. ایراد دیگری كه به این قاعده وارد می‌شود این است كه همواره مهم‌ترین موضوع در اینجا یعنی سنجش بین افسد و فاسد، امری سلیقه‌ای می‌گردد. به عنوان مثال در موضوع بحث برانگیز اتانازی هر دوی موافقان و مخالفان اتانازی از این قاعده در تائید نظر خود استفاده می‌كنند، گروهی بیان می‌كنند كه پایان دادن به عمر یك انسان افسد است و گروه مقابل زجركشیدن و نفی استقلال فردی انسان در تصمیم‌گیری را افسد تلقی می‌كنند. مخالفان این قاعده در جواب كسانی كه استفاده از این قاعده را در مواردی اجتناب ناپذیر می‌دانند، این چنین استدلال می‌كنند كه طرح فقط دو انتخاب افسد و فاسد نادرست است و همواره انتخاب‌ سومی وجود دارد.
    برداشت من این است كه واقعاً در مواردی نمی‌توان به چیزی بیش از دو انتخاب فكر كرد. شاید هنر سینما در این مورد بتواند به كمك ما بیاید، نمی‌دانم فیلم فرار از گولاك را به خاطر دارید یا نه، داستان 3 نفر كه از گولاك‌های مخوف استالین در سرمای وحشتناك سیبری فرار می‌كنند و در طول مسیر بسیار طولانی رسیدن به مرزهای دنیای آزاد (فكر می‌كنم در انتهای فیلم به مرز سوئیس می‌رسند) یكی از این سه نفر به دلیل گرسنگی می‌میرد و دو نفر دیگر از بین دو انتخاب تغذیه از گوشت دوست مرده‌شان و از گرسنگی مردن، اولی را انتخاب می‌كنند. (من و شما در موقعیت مشابه چه انتخابی می‌كردیم؟)
    نمونه‌ی دیگری كه می‌توانم به آن اشاره كنم، عمل سرهنگ اشتوفنبرگ در جولای 1944 در انجام نقشه ترور هیتلر و قرار دادن كیف‌دستی پر از ماده منفجره در زیر میز كنفرانس هیتلر است كه متاسفانه با بدشانسی تمام به موفقیت منجر نشد، و نتیجه‌اش دستگیری و تیرباران اشتوفنبرگ و همراهانش شد، با اینكه در تعریف عملیات مذموم و غیراخلاقی تروریستی می‌گنجد، اما با استفاده از همین قاعده توسط اكثریت مردم دنیا به عنوان عملی قهرمانانه و بسیار تحسین برانگیز به یاد آورده می‌شود.
    البته باید توجه داشت كه قاعده دفع افسد به فاسد مثل بسیاری دیگر از قواعد اخلاق‌گرایانه به راحتی می‌تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد. چرا كه نمی‌توان معیار مشخص و غیرقابل اشتباهی برای بكارگیری آن و سنجش شرایط به دست داد.
    در طول مدت جنگ جهانی دوم، با توجه به پیشرفت روزافزون و سریع دانش تسلیحات نظامی در آلمان، این نگرانی در میان دانشمندان نظامی آمریكا به وجود آمد كه نكند آلمان نازی به بمب اتم دست پیدا كند. این نگرانی منجر به ایجاد یك رقابت اعلام نشده برای تولید بمب اتمی گردید. در نهایت این آلمان نازی نبود كه توانست اولین بمب‌های اتمی را بسازد. (تصور اینكه چنین سلاحی در دست هیتلر قرار می‌گرفت برای من هیچ معنایی جز انهدام كامل بشریت تداعی نمی‌كند.)
    اینکه سیاستمداران ایالت متحده آمریکا به رهبری هری ترومن، چه انگیزه ای برای به کاربردن بمب های اتمی خود داشتند، موضوعی نیست که بتوان از آن در قضاوت درباره این موضوع استفاده کرد، چرا که درک انگیزه در چنین موردی بیشتر بر پايه‌ي حدس و گمان استوار است، اما می توان با مقایسه نتایج دو انتخاب استفاده یا عدم استفاده از بمب اتم به دیدگاهی در جهت قضاوت این موضوع دست یافت.
    استفاده از بمب اتم: کشته شدن نزدیک به 300 هزار نفر – پذیرش سریع شکست توسط ژاپن و پایان جنگ – دست بالای آمریکا در شرایط پس از جنگ.
    عدم استفاده از بمب اتم: ادامه جنگ تا زمانی نامعلوم (شاید یک استراتژیست جنگی بتواند به شکل تقریبی مشخص کند که در صورت عدم استفاده از بمب های اتم، ژاپن چه زمانی شکست می خورد و میزان تلفات ادامه جنگ چه میزان می‌بود ( كه كمتر از تلفات بمب‌هاي اتمي مي‌بود يا بيشتر))، دست بالای اتحاد جماهیر شوروی استالین در شرایط پس از جنگ.
    از آنجا كه این موضوع بسیار جنجالی و حساسیت برانگیز است، به دنبال این نیستم كه نظر شخصی خود را نسبت به این موضوع (چه تلاش دانشمندان نظامی آمریكا برای دست‌یابی به بمب اتم و چه بمباران اتمی ژاپن) ارائه كنم كه كدامیك از این اتفاقات فاسد است و كدامیك افسد و یا اصولاً آیا می‌توان مساله بمباران اتمی ژاپن را در چنین فضایی بررسی كرد یا نه. تنها تلاش من این ‌است كه شیوه‌ی نگرشی كه به گمان من می‌تواند در تحلیل این موضوع (و به صورت كلی موضوعاتی كه در بحث‌های مربوط به جنگ اتفاق می‌افتد) مفید فایده باشد را معرفی كنم.

  3. ورتیگونه Says:

    محمد جان عذر می‌خوام که یک بخش از قسمت دوم مطلب من به اندازه تمامی مطلب تو جا گرفت

  4. محمد (ققنوس) Says:

    ورتیگونه عزیز و محترم

    مطلبت بسیار جالب و تامل برانگیز بود. با بیانی شیوا و رسا همه چیز را بیان کرده ای. یک بار دیگر «عذرخواهی» کنی بابت کامنتی طولانی، آنوقت کلاه مان در هم می رود ها. جدی می گویم. من این وبلاگ را راه نیانداخته ام که خودم مدام در آن حرف بزنم. مایه سر فرازی و خوشحالی من است که دوستانی چون تو نظرشان را بیان می کنند.

    برای پست کامنت میزان و محدودیتی در این وبلاگ نیست. هر گاه هر اندازه که خواستید نظری بنویسید بر من منت گذاشته اید. خط به خط نظرات شما دوستان گرامی برای من مفید و آموزنده است.

    این وبلاگ متعلق است به همه ما. من یک نفر هستم و خوانندگان آن چندین نفر. من یکی هستم در حلقه دوستان. نظرات شما بر روی چشم من جای دارد.

    با تشکر فراوان
    محمد (ققنوس)

  5. ورتيگونه Says:

    چـــــشم

  6. طاها بذری Says:

    درود. خیلی سریع….

    پیمان های نظامی رو کار نداشته باشیم، ورشو و ناتو و … بیایم اتحادیه اروپا رو در نظر بگیریم. کشورهای مشترک المنافعی که به طرقی انترناسیونال رو تداعی می کنه. این اتحاد درصد وقوع تمام مواردی که در این سه اپیزود صحبت کردین رو به طور بسیار چشم گیری میاره پایین ( در بین اعضای این اتحادیه ). خوب حالا این اتحادیه رو بزرگتر کنید و تمام دنیا رو توش قرار بدین. چه چیزی داریم!؟

    خوب به احتمال غریب به یقین در طول زندگی ما که این اتفاق نخواهد افتاد. اما تصور کنید. آیا این راه حل، یعنی نوعی از انترناسیونالیسم می تونه همه ی این چالش های اخلاقی رو از بین ببره؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: