غول‌ها با دشمن فرضی «حال» نمی‌کنند

متن زیر مطلقا یک مطلب «علمی» نیست. این پست مدتی در ذهن من بود و به آن فکر می‌کردم. هیچ شاهدی یا لینکی یا سندی در تائید یا رد آن ندارم. فقط افکارم را بیان کرده‌ام.
——————————————————-

ارتشی مثل ارتش بلژیک برای روی فرم نگاه داشتن ارتش خود با مشکل بزرگی مواجه نیست. هر از چندگاهی یک مانور بزرگ و فرضا تسخیر یک تپه ماهور و درآوردن دمار از «دشمن فرضی» برای آب کردن چربی شکم ارتشیان آن و امتحان اینکه این مسلسل حسن‌موسی هنوز توان شلیک دارد یا نه کافی است. گیرم که جنگی هم در مرزهای آن درگرفت، آنقدر ابزارها و اهرم‌های سیاسی و اقتصادی دارد که «از خود گنده‌تر ها» را وارد معرکه سازد و گوش متجاوز را بپیچاند.

اما هیولای مهیبی مثل ارتش آمریکا نمی‌تواند چربی پرسنل خود را با تسخیر یک تپه یا کوه یا دره آب کند. «بیله دیگ بیله چغندر». با توجه به اینکه بزرگترین قدرت نظامی جهان است، مدام در حال استفاده از تجهیزات بهتر و مدرن‌تر می‌باشد. کار این ارتش با تفنگ «برنو» و هواپیمای دو ملخه زمان جنگ کره راه نمی‌افتد. بهترین گزینه آمریکا برای داشتن ارتشی «روی فرم» این است که ارتشش حداقل یک بار در هر نسلی از ارتشیان آن عملا «درگیر» یک مناقشه بشوند. از جنگ جهانی دوم این قضیه شروع شد (قبلا در جنگ اول هم یک مقداری وارد شده بود) و بعد با جنگ کره و بعد ویتنام و بعد جنگ اول خلیج فارس و بعد بوسنی و بعد جنگ با طالبان و در نهایت جنگ کنونی آن در عراق. تقریبا هر ده پانزده سالی یک عملیات نظامی تمام عیار ارتش آمریکا را سرپا نگاه داشته.

بعد از هر جنگ آمریکا با مطالعه نقاط قوت و ضعف خود و آنالیز لحظه به لحظه جنگ می‌تواند به کیفیت کار جنگی خویش بیافزاید. در عین حال سلاح‌ها و اختراعات و اکتشافات حاشیه‌ای در خدمت ارتش نیز در عمل «تست» می‌شوند و ظرف چند سال آینده مورد اصلاح قرار می‌گیرند. مثلا اینکه این نفربرهای‌شان در جنگ عراق چه اشکالی داشتند با آن کفه نازک فلزی‌شان.

با توجه به کارهائی که دشمن واقعی (و نه فرضی) در مقابل ارتش آمریکا از خودش نشان می‌دهد، احساس نیاز به تسلیحات جدید مورد مطالعه قرار می‌گیرد تا اگر بار دیگر ارتش ناچار شد در چنین مکان‌ها و موقعیت‌هائی بجنگد دست خالی نباشد. همین نیاز به دنبال کردن یک عده جنگجویان بی‌نام و نشان و اصطلاحا پارتیزان و گیرانداختن‌شان و از بین بردن‌شان در میان مردم غیر نظامی مثال خوبی است. با تانک که نمی‌تواند تک‌تیرانداز را در ته کوچه بکشد. اما با دوربین دید شب قضیه فرق می‌کند.

من نمی‌دانم چرا آمریکا وارد عراق شد. معتقد هستم هیچ چیز تجاوز یک عضو سازمان ملل متحد به عضو دیگر را توجیه نمی‌کند اما فکر می‌کنم اگر ارتشی داریم که ده هزار نفر نیرو دارد و بیست تا هواپیما آنوقت می‌توانیم با فتح یک تپه و جنگ با دشمن فرضی آن ارتش را سرحال نگاه داریم. اگر ارتشی داریم که یک غول بیابانی است (مثل ارتش آمریکا) آنوقت ناچاریم یک بدبخت شاخ شکسته‌ای گیر بیاوریم و با او جنگ کنیم تا ارتش‌مان تنبل نشود.

دو سوال مطرح می‌شود: اول اینکه چرا با یکی هم قد خودش طرف نمی‌شود؟ پاسخ روشن است، یک هم قد ممکن است بزند دمار از روزگار آدم درآورد (که آلمان نازی زد دمار از روزگار انگلیس و فرانسه در آورد و باعث شد آنقدر ضعیف بشوند که نتوانند مستعمرات‌شان در جهان را بعد از جنگ حفظ کنند). غول وارد میدانی می‌شود که بداند پیروز آن خودش است. سوال دوم اینکه حالا چرا دیگر کشورهای جهان با ارتش‌های بزرگ چنین نمی‌کنند و سر به سر دیگر همسایگان و مردم جهان نمی‌گذارند؟ پاسخ آن را نمی‌دانم، شاید ارتش آمریکا خیلی بسیار بیشتر از حد زیاد!!! «بزرگ» و «قوی» است. خودتان بروید اینجا مقایسه کنید هر ارتشی در جهان را که بخواهید با دیگری.

Advertisements

3 پاسخ to “غول‌ها با دشمن فرضی «حال» نمی‌کنند”

  1. سروش Says:

    برای مغزم خیلی سخته که تمرین و این مسایل رو یکی از دلایل معقول این هزینه های سیاسی و مالی و جانی بدونم.
    ——————
    سروش عزیز

    حق با تو است. اما معمولا چند مولفه در سیاست یک کشور هم راستا می شوند تا اتفاق بزرگی بیافتد. از نظر مالی که هزینه های نظامی خیالی نیست برای کشوری که آنقدر پول دارد که وقتی بانک هایش گند زدند بیاید جرینگی 700 میلیارد دلار بریزد زیر دست و پای مردم تا اقتصادش تکانی بخورد. از نظر جانی هم اگر مقایسه کنی کشته های چندده هزار نفری آمریکا در ویتنام را با عراق امروز می بینی که در زمینه حفظ جان نیروهای شان هم کلی چیز آموخته اند. من فکر می کنم که بخش بزرگی از این درس حفاظت از جان نیروها را در ویتنام گرفتند. می ماند مسئله سیاسی که آن هم باز خیالی نیست برای کشوری که به تنهائی 25 درصد بازار مصرف هرآن چیزی است که روی کره زمین تولید می شود. کسی مشتری به این چربی را از دست نمی دهد هرچقدر هم که آن مشتری ظلم و جنایت بکند در جهان.

    اما باز هم عرض می کنم که اینطور نیست که امروز بخواهند ماهیچه های ارتش را یک تکانی بدهند بلند شوند بروند سر وقت فلان کشور. نخیر. چندین و چند مولفه باید با یکدیگر همسو شوند تا در نهایت کار به یک عملیات نظامی برسد. البته همانطور که در پست عرض کردم این مطلب من مبنای علمی ندارد. بیشتر آن چیزی است که حس کرده ام ش.

    با تشکر
    محمد

  2. سروش Says:

    ممنون بابت لینک اون سایت جالب
    ————
    سروش عزیز

    خواهش می کنم. امیدوارم مفید باشد.
    با تقدیم احترام
    محمد

  3. David Says:

    سروش جان:

    اگه یک ورزشکار که جنگ هم نمیخواد بکنه، و فقط بخواد تمرینات ورزشی انجام بده،
    باید لباس مناسب، کفش مناسب و وسایل مناسب بخره = هزینه مالی
    باید زمانش رو با درسش، خونواده اش و دوستاش جور کنه = هزینه سیاسی
    ممکنه در موقع تمرین جاییش زخمی بشه و یا بشکنه = هزینه جانی
    حالا این ورزشکار رو تبدیل کن به یک کشور، دیگه فکر نمیکنم برای مغزت زیاد سخت باشه. نه؟ !!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: