رویت را زیاد نکن‌ها! اون دوتا برای خودشان گفته‌اند، من و تو هنوز دشمن هستیم

مطلب زیر علمی نیست. نظر من است. همانگونه که اگر در تاکسی یا در یک مهمانی همدیگر را می‌دیدیم برای‌تان می‌گفتم آن را اینجا نوشته‌ام.
—————————————
وقتی صحبت از طرف‌های درگیر در مناقشه اعراب و اسرائیل می‌شود معلوم نیست چه کسی با چه کسی تا چه میزان و بر سر چه چیزی اختلاف دارند. یکی می‌خواهد همه آن یکی‌ها را به دریا بیاندازد دیگری می‌خواهد دو کشور درست کنند در کنار هم و باز یکی دیگر هست که خواهان مستقر شدن مردمش در این یا آن نقطه خاص است و یکی بر طبل جنگ‌های مذهبی می‌کوبد و یکی دیگر در حال اثبات تاریخی آنچه باور دارد. برای ساده‌تر شدن معادله فقط دو گروه اصلی درگیر یعنی فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها را در نظر بگیرید و فرض کنید دیگر بازیگران صحنه (مثل سوریه و مصر و ایران و عربستان) بچه‌های خوبی شده‌اند و دخالتی در ماجرا ندارند.

آنقدر در میان فلسطینی‌ها گروه‌ها و دسته‌های مختلف وجود دارد که سرگیجه‌آور است. ما فقط اسم‌های بازیگران مطرح‌ترشان را می‌دانیم مثل فتح، حماس، جهاد اسلامی، جنبش خلق برای آزادی فلسطین. افتراق و انشقاق در میان فلسطینی‌ها بی‌داد می‌کند. هرکدام از این سازمان‌ها و جنبش‌ها هم اساس‌نامه و مرام‌نامه‌ای دارند که مخلوط‌های مختلفی هستند به نسبت‌های متفاوت از «ملی‌گرائی فلسطینی» و «ملی‌گرائی عربی» و «اسلام».

از طرف دیگر اسرائیلی‌ها هم در قالب دموکراسی خودشان ظاهرا از حزب درست کردن خوش‌شان می‌آید. باز هم ما اصلی‌ها را می‌شناسیم مثل «لیکود» یا «کارگر». آن‌ها هم طیفی وسیع دارند که یک طرفش تندرو‌های سنتی هستند (طبعا با مقدار زیادی «یهودیت» مخلوط شده در اساس‌نامه‌های‌شان) و در طرف دیگر کسانی که اسرائیل را یک کشور می‌دانند مثل هر کشور دیگری، مثل فرضا دانمارک.

برداشت من (که لزوما نه علمی می‌تواند باشد نه صحیح) این است که هیچ قدرت کاملی که بتواند بعنوان نماینده دو گروه فلسطینی و اسرائیلی عمل کند وجود ندارد. هیچ‌کدام از دو طرف درگیر نمی‌داند طرفش چه کسی است. فرض کنید (فقط یک فرض است) که فلسطینی‌ها ۱۵ شاخه و شعبه و اسرائیلی‌ها ۱۲ حزب (و جناح) مختلف داشته‌باشند (فقط فرض است). چون تقریبا هیچ‌یک از این شاخه‌ها و حزب‌ها از آن قدرت «حرف آخر» را زدن برخوردار نیستند این است که اگر مثلا «فتح» و «لیکود» بخواهند در مورد صلح مذاکره کنند هیچ تضمینی نیست که باقی فرضا ۱۴ شاخه فلسطینی‌ها و ۱۱ حزب اسرائیل از این قضیه حمایت کنند. حالا «فتح» و «لیکود» (باز هم مثال است) ناچارند قبل از اینکه با هم مذاکره کنند راه بیافتند دور دسته‌ها و احزاب خودشان و به این و آن (خودی) امتیاز بدهند تا بتوانند حمایت دیگران را جلب کنند و ائتلاف درست کنند پشت سر خود.

هرکدام از این دو آنقدر ناچار به «همکاری» با (=گدائی از)  خودی‌هایش است که قدرت اولیه‌اش را از دست داده. حالا این دو طرف تقریبا ضعیف شده می‌نشینند با هم قرارداد صلح ببندند. مبارک است. ولی از فردای آن، هنگامی که حرف به اجرای قضیه می‌رسد است که «موش‌دوانی»ها و بهانه‌گیری‌های متحدان‌شان (=خودی‌ها) شروع می‌شود. هرکس در این «قدرت ائتلافی» جدید سهم بیشتری می‌خواهد یا مایل است که فرمان این «ائتلاف» را در دست بگیرد. ناز و قهر و آشتی و درگیری پارلمانی یا خیابانی بین متحدان روی می‌دهد و در نهایت هر دو طرف از طرف یاران خودشان با «مخ» پائین کشیده می‌شوند. حال در جائی که دموکراسی هست می‌شود «سقوط دولت ائتلافی» یا «عدم رای اعتماد» و در جائی که دموکراسی نیست می‌شود «زدن به تیپ و تار یک دیگر در وسط خیابان».

باز دو حزب یا دسته جدید بر سر کار می‌آیند و می‌بینند که آن قرارداد قبلی صلح بر اساس خواسته‌های اصلی آن دو مذاکره کننده قبلی (مثلا فتح و لیکود) تنظیم شده. خودشان بند و بساط خاص خودشان را دارند (مثلا حماس و کارگر). این است که دوباره رفت و آمد‌ها شروع می‌شود و «عره و عوره و شمسی‌کوره» را از سرتاسر دنیا بعنوان میانجی به انواع قاهره و رام‌الله و اورشلیم و امثال‌هم دعوت می‌کنند و باز با «چاکرم نوکرم» شروع به پیدا کردن متحد در میان احزاب و دسته‌های خودی می‌کنند تا بار دیگر بر سرشان بیاید همانی که بر سر قبلی‌ها رفت!

در عین حال هر زمان که دو تا از این‌ها بالاخره موفق می‌شوند بعد ۱۰ سال چانه‌زدن و بالا و پائین کردن و «عشوه» بر سر میز مذاکره بنشینند و قرارداد صلحی را امضاء کنند گروه‌های دیگری که جزء این «ائتلاف‌های خودی» هر کدام از دو طرف نبوده‌اند باز چشم می‌اندازند توی چشم آنکه دشمن می‌دانندش از طرف مقابل و می‌گویند «رویت را زیاد نکن‌ها! این دوتا برای دل خودشان است که دارند قرارداد صلح می‌نویسند. بین من و تو که صلحی نیست. بگیر که آمد…» و شروع می‌کنند به سر و کله هم زدن.

گاهی فکر می‌کنم که اگر اسرائیل لطف کند و دموکراسیش را برای مثلا بیست سالی تعطیل کند و یک نظام دیکتاتوری برقرار نماید و فلسطینی‌ها هم سه چهار سالی یک کشمکش داخلی «مشتی» با هم بکنند تا آنها هم بیایند زیر چتر یک دیکتاتور آنوقت می‌توان این دو دیکتاتور را نشاند سر میز مذاکره تا یک قرارداد درست و حسابی تنظیم کنند. هرکس هم که از خودی‌های‌شان مخالفت کرد طبیعی است که با مشت آهنین دیکتاتور خودی می‌رود پهلوی دندانپزشک یک فکری بحال دندان‌هایش بکند بجای نظردادن درباره پروسه صلح. البته این احتمال هم وجود دارد که این دو دیکتاتور از ریخت یک‌دیگر خوش‌شان نیاید و باز شروع کنند (=ادامه بدهند) به شستن و پهن کردن همدیگر روی بند رخت زیر آفتاب سوزان خاورمیانه.

Advertisements

3 پاسخ to “رویت را زیاد نکن‌ها! اون دوتا برای خودشان گفته‌اند، من و تو هنوز دشمن هستیم”

  1. بارباپاپا Says:

    نظر جالبی بود که من تا حالا بهش فکر نکرده بودم
    اما با قسمت آخر خیلی موافقم و فکر کنم آخرش هم اگر فلسطین یه قدرت واحد بشه و اسرائیل هم همینطور بازم فرقی در کل ماجرا پیش نمیاد چون هم فلسطینیها هم اسرائیلیها فقط به نابودی طرف مقابل فکر میکنند

  2. ورتیگونه Says:

    سلام محمد نازنین؛
    دقیقاً قبل از اینکه به پاراگراف آخر برسم، داشتم به این فکر می‌کردم که این دموکراسی هم معضلی شده‌هــــــــــا.
    تاحد زیادی با ایده‌ی کلی موافقم. منظورم اسرائیل و فلسطین نیست، نه، اینو می‌گم که دموکراسی تنها زمانی می‌تونی راه‌گشا باشه که در تمام دنیا حاکم شده باشه. وگرنه همواره یک گروه نامعتقد به دموکراسی پیدا میشه که از پایبندی طرف‌های مقابل به دموکراسی، سوءاستفاده می‌کنه و کار خودش رو جلو می‌بره.

    ——————
    ورتیگونه جان
    ممنون از نظرت اما خوب بالاخره از یک جائی باید شروع بشود این «دموکراسی».
    ارادتمند
    محمد

  3. فرهاد Says:

    بد فکری هم نیست!
    در بلاگ نیوز لینک داده شد .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: