صعود و سقوط

من معتقد نیستم به اینکه «ما در این سی سال همه‌اش داشته‌ایم از نظر اخلاقی و فرهنگی عقب روی می‌کرده‌ایم». یک دلیل ساده هم دارد این باور من. اگر قبول کنیم که ما سی سال است داریم به سمت پائین تپه اخلاقیات قل می‌خوریم آنوقت باید باور کنیم در آن پنجاه و چند سال همه‌اش داشته‌ایم از تپه بالا می‌رفته‌ایم. با توجه به اینکه «ساختن» باورها و اخلاقیات مثبت در یک جامعه عملی به مراتب مشکل‌تر از خراب کردن و به سمت انحطاط راندن آن اخلاقیات است آنوقت باید قبول کنیم که «بالا رفتن»مان هم مثل آدمیزاد نبوده و به ضرب و زور «تله‌سیژ» و «بُکسل» شدن به بالای تپه رسیده‌بودیم. احتمال قوی با من هم عقیده هستید که اگر بالا رفتن‌تان از تپه‌ای مثلا سه ساعت طول بکشد پائین آمدن‌تان (به پای خودتان) در حدود یک ساعت و نیم یا کمتر است (قل خوردن که دیگر چند دقیقه‌ای طول می‌کشد!).

اگر بپذیریم که این سی سال ما مدام و بدون توقف به سمت افول اخلاقیات و فرهنگ در حرکت بوده‌ایم آنوقت ناچاریم قبول کنیم که آن رشد بالائی که در زمان حکومت «پهلوی» داشته‌ایم هم طبیعی نبوده و «دوپینگی» به آن مراحل رسیده‌بودیم، به دیگر سخن آن پیشرفت هم پیشرفت «سالم»ی نبوده.

Advertisements

6 پاسخ to “صعود و سقوط”

  1. ورتيگونه Says:

    محمد جان سلام مجدد:
    یک گزاره شرطی نوشتی:
    اگر سی سال سقوط کردیم آنگاه قبلش 50 سال صعود کرده بودیم
    این گزاره لزوماً درست نیست. این تصویر رو برای مشخص شدن حرفم کشیدم:

    پس اون قضیه سیم‌بکسل و بقیه‌ی نتیجه‌گیری‌ها هم که بر اساس گزاره اول بنا شده، خود به خود ارزش خودش رو از دست می‌ده. بماند که اگر از جمله اول هم صرف نظر کنیم گزاره بعدی یعنی:
    اگر 50 سال صعود کردیم آنگاه با سیم‌بکسل بوده
    بازهم لزوماً درست نیست.

    استدلالی که اینجا مطرح کردی خیلی ضعیفه، کاری به این ندارم که در این سی‌سال یا اون پنجاه سال صعود بوده یا سقوط یا دوپینگی بوده یا غیردوپینگی. می‌خوام بگم با این استدلال نمیشه به اون نتیجه‌ای که گرفتی رسید
    با احترام

    —————-
    ورتیگونه عزیز

    من با این همه لطف و محبت شما دوستان عزیز چه بکنم؟ مطلبی به ذهن من رسید و آن را نوشتم شما هم لطف کردی در جواب این برگ سبز ناقابل من هم برایم نظرت را گفتی و هم نمودار کشیدی و تایپ کردی. نمی دانم آیا می توانم این محبت های شما را روزی جبران کنم یا نه.

    متشکرم از تذکر به جائی که به من دادی. جدای از اینکه من گاهی در تفکر و در نوشتن عجله می کنم و یا با استدلال ضعیفی می نویسم یا مطلب را خوب نمی پرورانم (که خیلی وقت ها اینگونه است متاسفانه) باید بگویم که بعضی وقت ها منظور من از گفتن حرفی خاص جواب دادن به استدلال های «تاکسی» گونه ای است که در گوشه و کنار می شنویم.

    این استدلال های تاکسی گونه بسیار ساده و خام و با زدن حواشی مطلب در یک «کورس» تاکسی نظری را بیان می کنند که حتی بعضی از افراد فهمیده و تحصیلکرده را هم ممکن است بخاطر «بدیهی» بودن ظاهری آن دچار اشتباه کند. این است که ناچارم با زبان همان «تاکسی» به شرح مشکلات این استدلال ها بپردازم. مثلا در خیال خودم دارم سعی می کنم به دست کسانی که این استدلال های آبکی را می شنوند یک «اسلحه» فکری بدهم تا به همان نحو ظرف یک «کورس» آن حرف های اولیه را بی اثر کنم.

    در این مراحل البته همانطور که دیده ای و گفته ای گاهی آنقدر از حواشی یک حرف و یک فکر می زنم که در نظر دوستان فهیم خودم (امثال تو) مطلب بدتر پیچیده می شود. کاملا حق با تو است که «نه لزوما» چنین و چنان نیست.

    ببین ورتیگونه عزیز اصولا عبارتی مثل «سقوط اخلاقی» یا «افول معنویات» بنظر من می توانند دچار مشکل باشند. ما داریم سعی می کنیم مسائل متافیزیکی و اخلاقی را با معیارهای مادی بسنجیم. اما چاره چیست؟ ممکن است هزار و یک حرف و حدث زد در این میان. مثلا اینکه «نخیر ما در زمان جنگ دیدیم که چگونه اخلاقیات در جامعه اوج گرفت» و یا از این دست.

    دوست خوب من، اگر معتقد باشیم به «سقوط» ناچاریم قبول کنیم که قبل آن «صعود»ی بوده. تقریبا همه معتقدیم که اخلاق دوران قاجاری چیز به دردبخوری نبوده و جامعه ما هنوز در این «سقوط» اخلاقی (که بعضی مدعی وجود آن هستند) به آن ورطه قاجاری نیافتاده. پس باید قبول کنیم که در دوران پهلوی ما از این نظر صعود زیادی داشتیم که الان سی سال است داریم می افتیم و هنوز از دوران قبل از پهلوی وضع اخلاقی بهتری داریم. اگر این را بپذیریم آنوقت باید بگوئیم که یک تزریق دوپینگ گونه در زمان پهلوی به اخلاقیات جامعه ما وارد شد که شاید چندان هم به مزاق سلامت اخلاقی ما خوش نیامد.

    به دیگر سخن می خواهم بگویم اگر معتقدیم که ما داریم عقب رفت می کنیم پس باید برای پهلوی دست بزنیم که ما را تا این حد جلو برد که سی سال است داریم عقب رفت می کنیم و هنوز به زمان قبل پهلوی نرسیده ایم. در عین حال (با فرض درست بودن حرف من) می توانیم بگوئیم که پهلوی فشار شدیدی به جامعه برای ارتقاء سطح اخلاقیات وارد آورد که شاید بصورت شوک خودش را در انقلاب نشان داد (بین خودم و خودت باشد من معتقدم که آنچه پهلوی کرد یک استثناء و یک اشتباه بود که نتایج چندان خوبی نداشت و ما ناچار شدیم که سال 1357 را به دوران قاجار گره بزنیم تا تاریخ سیر طبیعی خودش را طی کند. ارواح سر عمه ام آمدم این مطلب را یک جوری در لفافه در این پست بیان کنم که ظاهرا خراب کردم! امان از این محافظه کاری من در بیان افکار و نظراتم!)

    باز هم ممنون از لطفی که به من داری. امیدوارم توانسته باشم مطلب را قدری شکافته باشم.

    با تقدیم احترام
    محمد

  2. ورتيگونه Says:

    این تصویر:

  3. سروش Says:

    بیخیالش دادا

  4. ورتیگونه Says:

    سلام چندباره:
    در این مورد باید به بحث در این باره پرداخت که آیا شایسته و بایسته است که برای فرهنگ و مسائل فرهنگی سوبسید در نظر گرفته شود یا نه؟

  5. Ali D Says:

    Ghoghnoos jaan
    The greatest achievement As far as I am concerend is that during the past 30 years, we lost our faith in Islam and the mass ignorance associated with it

  6. forklarende Says:

    ببین ققنوس جان من با نظرت کمی مخالفت دارم و شاید هم نشه گفت مخالفت بذار بگم بعد خودت ببین چیه.
    ما اگر بخوایم حساب کنیم که 50 سال پهلوی چطور بوده از نظر اخلاقیات همین رو اگر بگیم کافیه که.مثلا مثلا مثلا کافه ی مشروب خوری بوده.مسجد هم بوده. هر کسی آزادانه تصمیم میگرفت کجا بره.من کافه رو مثال زدم برای اینکه از دید امروز مشروب خوردن خوب نیست.گرچه خودش جای بحث داره ولی بگذریم.و اینکه مردم حریص چیزی نبودند.
    گذشت تا ما با شعار آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی اومدیم رسیدیم به اینجا.اهداف انقلاب چی بودن؟اینکه مردم رو به درجه ای بالاتر از نظر عرفانی برسونن بگذریم که در همین قسمت سوم شعار که جمهوری اسلامی هست سکولاریسم کاملا نادیده گرفته میشه….
    وقتی ما گفتیم آزادی به این فکر نکردیم که وقتی حجاب اجباری میشه لفظ آزادی شهید میشه به زور مردم رو به بهشت فرستادن آزادی نیست. وقتی که رئیس جمهور یا یکی از مقامات ترکیه مجبور میشه دخترش رو به مدرسه های امریکائی بفرسته برای اینکه تحصیل با حجاب ممنوعه ما داد میزنیم ببینید اونجا آزادی نیست ولی نمیگیم که اینجا هم آزادی نیست برای کسی که میخواد بدون حجاب تحصیل کنه یا حتی توی خیابون راه بره. پس میشه نتیجه گرفت که امریکا هم از ایران هم از ترکیه آزادتره. انقلاب میخواسته مردم رو ببره بالا از نظر دینی و ارزشی اما شعارهاش تناقض داشته مثلا آزادی و جمهوری اسلامی در نقطه ی مقابل همدیگه هستند. بحث شما اینه که الان از نظر ارزشی بالاتریم یا پائین تر و خودت نتیجه گیری کردی که الان پائینتریم. پس جمهوری اسلامی نتونسته به هدفش و وعده هاش برسه
    ولی پهلوی ها رسیده بودند.مهم رسیدن بود مهم راه رسیدن نیست. راه میتونه طناب باشه میتونه سیم بکسل باشه مهم اینه که کسی که ادعا نداشت مردم رو رسونده بود و کسی که ادعا میکرد نه تنها نرسوند بلکه مردم رو پائین هم انداخت.
    موفق باشی دوست عزیز
    —————————-
    forklarende
    عزیز

    ممنون از نظر لطف تو. فقط یک سوال : من کجای متن نتیجه گیری کرده ام که الان پائین تر هستیم؟ حرف من این است که وقتی یک گزاره را نقل می کنیم و بین زمان شاه و بعد انقلاب مقایسه می کنیم باید متوجه باشیم که این گزاره ما چه معناهای دیگری هم می تواند بدهد. مطلقا باور ندارم که بالا رفته ایم یا پائین آمده ایم از نظر اخلاقی.

    با تشکر از محبت شما
    محمد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: