هیچ، خبر خیر،‌ سلامتی

سر شبی با چندتا از دوستان رفتم بیرون جای شما یک قهوه‌ای خوردیم و صحبت کردیم. خیلی خوب بود و خوش گذشت. بعد که برگشتم خانه تلفنی خوردم به پست یکی دیگر از دوستان. من هم آدم ساده، آمدم گفتم که با فلانی و بهمانی نشسته بودیم و گپ می‌زدیم. پرسید «چه خبر؟» گفتم خبر این و آن. آقا دست گذاشت روی یک حرف معمولی من اشک من را درآورد. یک چیزی توی مایه‌های این نوشته پائین:
————————–
– به! ممد آقای گل. کجائی عزیز برادر؟ خوبی؟ چه خبرها؟
– خبر که هیچ، سلامتی. داشتم روزنامه می‌خواندم دیدم اینجا نوشته یک بابائی توی (مثلا) رضاآباد کرج کولرش خراب می‌شود می‌رود درستش کند برق می‌گیردش جابه‌جا تمام می‌کند می‌افتد روی پشت‌بام.
– حالا چرا کولرش را گذاشته‌بوده روی پشت‌بام؟
– خوب کولر را کجا می‌گذارند؟ روی پشت‌بام دیگر!
– نه، منظورم این است که چرا کولر گازی نگذاشته توی پنجره‌اش؟
– من چه می‌دانم؟ لابد وسعش نمی‌رسیده. بنده خدا توی رضاآباد کرج بوده دیگر. یا شاید هم خانه‌اش چند تا اتاق داشته نمی‌شده با کولر گازی خنک‌شان کند.
– حرف‌ها می‌زنی‌ها، آدم خانه بزرگ داشته باشد آنوقت پول نداشته باشد کولر گازی بگذارد برای خانه‌اش؟
– من فقط حدس زدم.
– نه، خوب، درست حدس بزن. حالا این بابا تعمیرکار کولر بوده؟
– لابد نبوده که برق گرفته‌اش.
– یعنی اگر تعمیرکار کولر بود برق نمی‌گرفتش؟
– نه، منظورم این است که … اصلا ولش کن. شام خورده‌ای؟ ما نزدیک‌مان یک ساندو…
– حالا کولرش چند هزار بوده؟
– چه می‌دانم؟ یک دو خط خبر آمده صفحه حوادث صفحه پر بشود. جزئیاتش را که دیگر نمی‌نویسند.
– نه، خوب مهم است کولرش چند هزار بوده. اصلا کولرش کجائی بوده؟
– عزیز من کولر آبی که روی پشت‌بام می‌گذارند خوب ساخت ایران است دیگر.
– نه، من منظورم این است که موتورش کجائی بوده؟
– ای بابا حالا گیر نده دیگر. نوع موتورش را که توی خبر نمی‌آورند که. من از کجا بدانم؟
– اگر موتورش از این موتور ایرانی آشغال‌ها بوده که حقش بوده بمیرد. آخر این مردک برای چی رفته کولر با موتور ایرانی خریده؟
– گفتم که من اصلا نه این بنده خدا را می‌شناسم نه می‌دانم جزئیات این قضیه چه بوده. لابد پول نداشته رفته یک کولر ارزان خریده.
– این مردم دیوانه اند بخدا. طرف یک خانه بزرگ دارد آنوقت می‌رود یک کولر ارزان می‌خرد…
– آقا جان اصلا تو راست می‌گوئی. خر ما از کره‌گی دم نداشت. دمت گرم آقا ول کن، بی‌خیال. من غلط کردم و گ… خوردم یک خبری را برای تو نقل کردم. خداوند هم این بابا را بیامرزد. دیگه گذشته دیگه. گیر نده دیگر. یک کلام پرسیدی چه خبر من هم یک چیزی برایت از روزنامه گفتم. دیگر تکرار نمی‌شود.
——————————-
نمی‌دانم من بلد نیستم با مردم حرف بزنم یا … نمی‌دانم. یک چیزی می‌گوئیم و می‌شنویم جواب تعارف یا برای داشتن نزاکت اجتماعی آنوقت طرف این را می‌گیرد تبدیلش می‌کند به موضوع بحث جدی بین رئیس جمهور آمریکا و ملکه انگلیس. بیخود نیست این ممد آقا بقال محله ما هر وقت ازش می‌پرسیدیم «چه خبر؟» جواب می‌داد «هیچ، خبر خیر، سلامتی».

حالا خیال می‌کنید اگر به آن رفیق‌مان در بالا می‌گفتم «در خبرها بود که (مثلا) رکسانا لیهرمان قهرمان فرضا اسکیت روی یخ نروژ می‌خواهد از شوهرش طلاق بگیرد» آنوقت بر می‌گشت چه می‌گفت؟ حتما می‌گفت «آخر آدم عاقل توی نروژ یخ بسته یخ زده می‌رود اسکیت‌باز می‌شود؟ اصلا یک اسکیت‌باز چرا باید برود شوهر کند که بخواهد طلاق بگیرد؟». بعضی از مردم خیلی نمونه‌های جالبی هستند برای کسانی که تحقیقات روانی می‌کنند. حالا اینکه من خودم جزء آن گروه نمونه هستم یا نه را نمی‌دانم. خلاصه هرچه خوش‌گذشت از بودن با دوستان در کافی‌شاپ همه‌اش را این بابا ضایع کرد رفت.

Advertisements

3 پاسخ to “هیچ، خبر خیر،‌ سلامتی”

  1. سروش Says:

    اینها موجوداتی هستند که بعد مرگ نباید دفنشون کرد. باید روشون تحقیق کرد

  2. قانقاريا Says:

    حالا کولرشو نمیخواد بفروشه این رفیقت ؟

  3. پژمان تک دهقان Says:

    آخ گفتی!!! اما من خودم هم بعضی‌وقتها که می‌خوام یه نفر رو اذیت کنم به یکی از جمله‌هاش گیر می‌دم! مطمئنی اون دوستت باهات شوخی نداشت؟!
    چون گفتی راجع به پست بالات هیچی نگیم نمی‌گم که همش درست بود!
    اگر آخرین پست من را هم بخوانید از دیدن نظرتان خیلی خوشحال می‌شوم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: