آیا آدم‌های یک گروه همه مثل هم هستند؟

شما فکر می‌کنید می‌شود از جزء به کل رسید؟ فکر می‌کنید تعمیم دادن خصوصیات بخش عمده‌ای از یک گروه آدم‌ها به کل گروه درست است؟ لطفا به سوالات زیر پاسخ دهید:

اول) در همسایگی شما یک خانواده ۸ نفره زندگی می‌کنند. ۵ نفر از بچه‌های این خانواده در کار مواد مخدر هستند ولی یک نفر شان درس‌خوانده و مهندس راه و ساختمان است و با عوالم مواد و مواد فروشی کاری ندارد. بنظر شما آیا می‌توانیم به کل این خانواده «خانواده موادفروش» بگوئیم؟

دوم) کلاس دوم راهنمائی در یک مدرسه فرضی ۲۸ دانش‌آموز دارد که بیست نفرشان مطلقا صلاحیت علمی رفتن به کلاس بالاتر را ندارند. بنظر شما آیا می‌توانیم به کل این کلاس «کلاس شاگردان ناموفق» اطلاق کنیم؟

سوم) گروهان فلان از هنگ بهمان شامل ۹۵ سرباز است. هفتاد نفر این سربازان در امتحان تیراندازی نمره‌های بسیار پائینی آورده‌اند و کاغذ‌های هدف را نوی نو تحویل سرگروهبان داده‌اند! باقی سربازان در حد متوسط به هدف زده‌اند. علاوه بر این حدود شصت نفر از سربازان این گروهان نتوانسته‌اند در آزمون‌های آمادگی بدنی (دویدن، پریدن و …) امتیاز قابل قبول کسب کنند. بنظر شما آیا می‌توانیم کل این گروهان را «گروهان دست‌وپا چلفتی‌ها» بنامیم؟

چهارم) در روستای «چی‌چیز» از توابع «قیژقیژ» ۷۰۰ نفر «مرد» به همراه زن و بچه‌های‌شان زندگی می‌کنند. از این تعداد مرد حدود ۶۲۰ نفرشان می‌گویند که یک مرد درست و حسابی باید هر از چندگاهی زن خود را به شدت کتک بزند تا از وی حساب ببرد. بنظر شما آیا می‌توان گفت که «خشونت خانگی» در این روستا غالب است؟

پنجم) اهالی شهر «واساچاتاگا» حدود ۲۵۰ هزار نفر هستند. در حدود ۱۸۰ هزار نفر در این شهر زباله‌های خودشان را در خیابان رها می‌کنند و فقط حدود ۷۰ هزار نفر هستند که زباله‌های‌شان را در کیسه ریخته پشت در خانه‌شان می‌گذارند تا شهرداری آنها را ببرد. بنظر شما آیا می‌توان به این شهر لقب «شهر زباله» داد یا نه؟

ششم) در استان «موچوکا» تقریبا ۴ میلیون نفر زندگی می‌کنند. این چهار میلیون نفر ففقط ۲۳ بیمارستان و چیزی در حدود ۱۰۰ کلینک دارند. بنظر شما آیا می‌توان گفت که وضع بهداشت و درمان در استان «موچوکا» افتضاح افتضاح است؟

هفنم) کشور «ساتوبارا» چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر جمعیت دارد. به‌طور متوسط هر نفر در طول سال چیزی در حدود مثلا ۱۰ دقیقه کتاب می‌خواند. بنظر شما آیا می‌توان مردمان این کشور را «بی‌فرهنگ» نامید؟

—————————————————-

توضیح: اسامی مکان‌ها در متن بالا خیالی هستند

Advertisements

10 پاسخ to “آیا آدم‌های یک گروه همه مثل هم هستند؟”

  1. وحید Says:

    سلام

    جواب دادن به این سوالها مقداری مشکل است چون علاوه بر 7 مثال زده شده 2سوال ذکر شده هم برای خودشان کلی سوال هستند.
    من در چند جمله سعی می کنم نظرم را بگم .

    برداشت و اعلام نظر اولیه از وضعیت خانواده ، کلاس ،روستا ، شهر و یا کشوری در همان اولین نگاه ، یک امر طبیعی و شاید ثابت شده است . برای مثال یک مسئول برای فهمیدن از وضعیت پرسنل خود به صورت رندوم سرکشی می کند. ودر صورت تکرار هر حرکت خوب یا ناشایست برداشت اولیه را از پرسنل و مجموعه بدست می آورد.

    مسلما در دراز مدت شخص و یا شاخصه خوب در خانواده ……تا کشور ، نمایان می شوند واین اقلیت اگر به خود وجمع علاقه دارند ، موظف هستند در جهت اسلاح وضعیت کوشش کنند .

    در این راه که بسیار مشکل می باشد نوع تفکر و چگونگی انجام آن حائز اهمیت است .
    —————————
    وحید عزیز و محترم سلام
    لطف فراوان داری به من. سپاسگزارم. کاملا موافق هستم آنجا که گفته ای:
    نوع تفکر و چگونگی انجام آن حائز اهمیت است

    با تقدیم احترام
    محمد

  2. عليرضا Says:

    قبول نيست رفيق! تو با زرنگي از نيمه‌ي متن «تعميم از کل به جزء» رو تبديل کردي به «اظهارنظر درباره‌ي کل، با توجه به وضعيتِ اکثريت». مثلاً ما نمي‌تونيم به اون فرد درس‌خونده‌ي مواد نفروش خانواده بگيم مواد فروش، يا به 8 تا شاگر زرنگِ اون کلاس بگيم تنبل و ناموفق، اما مي‌تونيم به وضعِ بهداشت استان «موچوکا» بگيم افتضاح يا به «مردم» کشور «ساتوبارا» بگيم بي‌فرهنگ.
    —————————
    علیرضای عزیز و محترم سلام

    سپاسگزارم از نظرت. راستش اگر لغزشی بوده سهوی بوده و از روی «زرنگی» نبوده. تمام سعی من موقع نوشتن این متن این بوده که نشان دهم ما بسیاری از صفات و شرایط کلی یک گروه را به کل گروه تعمیم می دهیم و تقریبا همه چنین کاری می کنیم. حال همین که کسی بخواهد در مورد ما ایرانی ها نظری بدهد مخالف آن تصویر خیالی ای که در ذهن داریم آنوقت سرش داد می کشیم که نه نمی توان در مورد یک ملت حکم کلی داد.

    اگر لغزشی بوده در این میان پوزش می طلبم. از روی عمد نبوده.

    با تشکر فراوان و تقدیم احترام
    محمد

  3. پیمان Says:

    سلام
    طبق گفته گوگل تولبار ظاهرا رنک سایت شما در گوگل چهاره و این رنک به نظر من رنک خوبیه. نمیدونم چطور بگم چون زیاد اهل تبادل لینک و اینجور بچه بازیا نیستم ولی برای کمک به افزایش رنک سایتم مجبورم که بگم آیا لینک سایت من رو توی وبلاگتون قرار میدین ؟ خیلی خوشحال میشم اگه این کار رو انجام بدین و دیگه همین !
    توی آدرس زیر هم میتونید لینک این وبلاگ رو هم مستقیما ثبت کنید.
    پیشاپیش ممنون و متشکر.
    پیمان

    http://www.karshenasi.com/page/link.php
    ———————
    پیمان عزیز و محترم سلام

    از نظر لطفی که به من داری سپاسگزارم. راستش من پیرمرد زیاد از اصطلاحات «رنکینگ» و این ها سر در نمی آورم. اما خوشحال می شوم که شما را به جمع «دوستان عزیز» در وبلاگم اضافه کنم. همین الان که نوشتن این توضیح را تمام کردم این کار را خواهم کرد.

    با تقدیم احترام
    محمد

    پ.ن: پیمان جان اضافه تان کردم. اما چون ممکن است وجود لینکی مثل وبلاگ من که سیاسی اجتماعی است برای سایت شما دردسر بشود (فردا گیر بدهند به شما مثلا که چرا به این وبلاگ فلان و بهمان شده لینک داده ای) اضافه کردن لینک این وبلاگ را بعهده خود شما می گذارم. هیچ اجباری هم در کار نیست. اگر مایل بودید من را اضافه کنید.

  4. سروش Says:

    بستگی به سلیقه ی آدم ها داره. شاید یه نفر ریاضی وار به قضیه نگاه کنه و تا 100 اعضای یک مجموعه یک صفت رو نداشته باشند اون صفت رو به اون مجموعه نسبت نده. بعضی ها هم با بیشتر از نصف اعضا ، اون مجموعه را داراری اون صفت می دونند
    ————————
    سروش عزیز و محترم سلام

    ممنون از نظرت. کاملا حق با تو است. راستش می خواستم اشاره ای کرده باشم به اینکه ما ایرانی ها دوست نداریم کسی صفات ناپسندی که جامعه ما دارد را به کل جامعه تعمیم بدهد. می خواستم بگویم چرا در مقیاس کوچک می توان چنین کرد و مثلا گفت «کلاس تنبل ها» ولی در مقیاس بزرگ نمی توان گفت «کشور کتاب نخوان ها».

    با تقدیم احترام
    محمد

  5. کیوان Says:

    بله!
    به نظر من میشه به گروه اسم داد و یعنی حقشونه که همچین اسمایی بگیرن، چون حتی اونایی که اون صفت رو ندارن هم احتمالا تلاشی برای نجات گروه نمی کنن ولی نباید آدما رو با اون صفت صدا زد. یعنی باید گفت کشور کتاب نخونها ولی اگه یه نفر اهل اون کشوره نباید سریع بهش بگیم کتاب نخون
    ———————
    کیوان عزیز و محترم

    به نکته بسیار ظریف و دقیقی اشاره کرده ای. ای ولله. خیلی لذت بردم از این حرف تو. بخش بزرگی از پاسخ به سوالات خودم را با همین کامنت تو گرفتم.

    شاد و موفق و سلامت باشی
    با تقدیم احترام
    محمد

  6. وحید Says:

    سلام

    آقا یه مطلبی نوشتم دوست دارم نظر بدید . ( بیات شد)

    البته هدفم از دعوت شما تعریف نیست . دیدن نقطه نظر شما است .
    ———————–
    وحید عزیز سلام
    به روی چشم. از تو به یک اشاره از من به سر دویدن. همین الان خدمت می رسم.

    با تقدیم احترام
    محمد

  7. رضا Says:

    آقای عزیز سلام! من خودم به شخصه یه تقریبا 40 سالی رو توی اون کشور مورد هفتم گذروندم. با توجه به تجربیاتم خدمت شما عرض می کنم که 99 درصد مردم این کشور نه تنها بی فرهنگ بلکه بی شعور و نفهم هم هستند. از حماقت و رظالت و شناعت و پلیدی و پلشتی و پستی اون مردم هر چی بگم کمه. خوشبختانه یه چن وقتی هس که به آغوش مام وطی بازگشته ام و اون کابوس به انتها رسیده.

    درباره کل مبحث خدمت شما عرض کنم که ذهن انسان دو تا حرکت رو خیلی دوست داره. یکی از کل به جزئه (ارسطو بهش می گه قیاس) یکی هم از جز به کله (قدما بهش می گن استقرا) اگر این دو تا حرکت رو از ذهن آدم پاک کنی که دیگه چیزی از استدلال باسش باقی نمی مونه. می مونه؟
    —————–
    آقا رضای عزیز سلام عیدت و سال نویت مبارک

    متشکرم از نظرت و از لطفی که به من داری. حق با شما است. متاسفانه هرچقدر مردم یک جامعه کمتر اهل خواندن و اندیشیدن باشند زندگی با ایشان سخت تر است.

    در مورد «قیاس» و «استقرا» هم باید بگویم که البته همانگونه که گفته اید این دو محبوب ذهن انسان هستند اما بیشتر می خواستم بدانم تا چه حد ما می توانیم به این دو محبوب ذهن مان اعتماد کنیم. هرچیزی که ما دوست داشتیم که لزوما برای ما خوب یا صحیح نیست.

    در هر حال بسیار سپاسگزارم از محبت شما.

    با تقدیم احترام
    محمد

  8. رضا Says:

    استاد محمد عزیز سلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

    راستش الان دارم عرق شرمساری از پیشانی می زدایم. رذالت درسته نه رظالت. اینهمه از ملت غلط گرفتیم آخر سر هم افتادیم توی کوزه.
    و اما بعد… این ارسطوی مادر برده اصلا برداشت منطق رو اختراع(ابداع) کرد باسه همین. یعنی اینکه وقتی شما داری استدلال می کنی چیکار کنی که دچار اشتباه نشی. اون زمونها این دوستان صوفیست(که آشنای حضور هستند) باسه مردم استدلال می کردن که مثلا روز شبه یا مثلا فیل همون زرافه اس. همه اش هم با لفاظی.
    شما اگر اصول کار تحقیقاتیون درست باشه می تونید به نتیجه درست برسید. اول که باید مواد آمارگیری تون درست باشه. بعدش روش آمارگیری تون. دست آخر هم اون نرم افزار یا الگوریتمی که از آمارتون داره استفاده می کنه.
    مجله همشهری درباره یه نرم افزار شبیه ساز نوشته بود که عمو دونالد قبل از حمله به صدام ازش استفاده کرده بود. متغیرهایی مثه وضعیت هوا و نوع گلوله طرفین تا جنس بند پوتین و وضعیت توالت صحرایی دو طرف (جمعا هزاران متغیر) رو بهش داده بودند و تونسته بود تلفات آمریکایی ها رو با دقتی شگرف انگیز حساب کنه.
    درباره مثالهایی که شما زدید چه بخواهید و چچه نخواهید ذهن شما رو می برده به سمت یه نتیجه گیری نهایی (به قول شما تعمیم) که اون صفات رو به بقیه افراد گروه هم تسری بده.
    البته می شه که در تعاریف یه خورده دقیقتر بود. مثلا اگر برای تعریف افراد خانواده از نظریه گروه های ارنست گالوا استفاده کنیم شاید اون مهندسه اصلا جزو اعضا خونواده قرارنگیره. (بازگشتی به ریاضی جدید سال چهارم دبیرستان)
    به هرحال برای مردمی که دست کم تا 100 سال دیگه زمان مطالعه متوسط آنها از 20 دقیقه در روز تجاوز نخواهد کرد این بحثها بیهوده است. من یه مردم دیگه توی یه کشور دیگه می شناسم که بدون هیچ مبنای آماری خودشون رو باهوش ترین آفریدگان خدا می دونند. تازه یه تئوری بیگ بنگ فرهنگی هم دارن که شرط می بندم درباره اش تا حالا چیزی نشنیدید. به هرحال
    زیادی سرتون رو در آوردم. شرمنده
    موفق باشید واینها…

    ————————–
    رضای عزیز سلام

    آقا من مخلص شما و همگی دوستان هم هستم لطف بفرمائید همان «محمد» خشک و خالی را در مورد این حقیر بکار ببرید و از آن «استاد» و صفات دیگر در مورد من دوری بفرمائید. من شاگرد کلاس درس همه شما دوستان عزیز هستم و دارم در حضور شما تمرین مشق عشق می کنم. «استاد»ی به من نمی آید. از عنایت شما هم بسیار سپاسگزارم.

    و اما در مورد املای لغات چندان سخت نگیرید. متاسفانه یا خوشبختانه از زمانی که وبلاگ وارد صحنه اجتماع ما شده دیکته لغات دچار بالا و پائین های اساسی گشته. هم تایپ مشکل تر است از نوشتن با دست هم نرم افزار و فارسی کن و این حرف ها چندان خوش دست نیستند و هم اگر املای لغات را بگردیم روی گوگل تقریبا به همه فرم موجود پیدا می کنیم. من خودم بارها شده که در املای لغتی شک داشته ام و بعد از جستجو روی گوگل دیده ام ای بابا مردم همه گونه می نویسندش. اشتباه هم که بالاخره پیش می آید.

    در مورد منطق و ارسطو و نمونه های آماری که فرموده اید باید عرض کنم کاملا با شما موافق هستم. فقط مشکل کار از آنجا ناشی می شود که اگر من وبلاگ نویس بیایم و بگویم که مثلا «ما ایرانی ها ملتی هستیم که هردمبیلی رانندگی می کنیم و به قوانین کاری نداریم» آنوقت باید جواب هفتاد و دو قوم را بدهم که «عمو حکم کلی صادر نکن». اصطلاحا ناچارم «علمی» با تمام آنچه می گویم برخورد کنم. اما همین هفتاد و دو قوم متاسفانه بر خودشان لازم نمی دانند که «علمی» صحبت کنند و مثلا می گویند «آمریکائی ها مردمان نفهم و خرفتی هستند».

    راستش هنگام نوشتن مطلب این پست داشتم فکر می کردم آیا می شود راه میانه ای یافت که نه من ناچار باشم هر کلمه نوشته ام را با پونز آمار علمی به دیوار بکوبم و نه این هموطنان عزیز یک چیزی را بپرانند وسط بحث و بعد از آن نتیجه مورد نظرشان را بگیرند و بگذرند. خلاصه که دنیای عجیبی است.

    باز هم سپاسگزارم که با من همراهی کرده اید و می کنید.

    با تقدیم احترام
    محمد

    پ.ن: «بیگ بنگ فرهنگی» دیگر چه است؟ شرط را بردید. تا فردا صبح هم حدس بزنم نمی دانم چه چیز است. لطف می کنید که من را روشن کنید؟

  9. رضا Says:

    اینکه دیگران غلط می نویسن دلیل نمی شه که من و شما هم بعله… من راستش تایپم خیلی خوبه. دیکته ام هم خوبه ولی یه خورده در مورد تمرکز کردن مشکل دارم. مثلا در پست قبلی باید می نوشتم سوفیست(هرچندکه صوفیست هم درسته) و یا شگفت انگیز (شگرف انگیز غلطه)….
    اما بحث مورد علاقه شما در این پست:

    اگر بخواهیم دقیق و آکادمیک صحبت کنیم باید قبل از هر چیز یه تعریف دقیق داشته باشیم بعد بریم سراغ آمارگیری و اون حرفا. به عنوان مثال : «دو خط عمود بر یک خط با همدیگر موازی هستند.» این حکمی بود که در ریاضیات دبیرستان برامون اثبات کرده بودند ولی آیا همیشه درسته؟ اگر از هرآدم متوسطی (که دیپلم داره) بپرسید، جواب می گیرید «بله». ولی جواب «خیر» است. یعنی این حکم همیشه و همه جا صادق نیست. شما از استوای یک کره(مثه کره زمین مثلا) دو خط عمود رسم کن(که ما بهش می گیم نصف النهار) موازی هستند این دو تا؟ نشد دیگه! توی قطب به همدیگر می رسند. یعنی حکمی که توی هندسه مسطحه از بدیهیات است در هندسه فضایی یا دیگر انواع هندسه ممکنه صدق نکنه.

    پس وقتی (مثلا) درباره فرهنگ داریم بحث می کنیم باید ببینیم مراد گوینده(شمای عزیز) از فرهنگ و بی فرهنگ چیه؟ اگر بحث داشتن سوات و معلومات و رامبراند و ارسطو و ویکتور هوگو و ابن سینا و استاد فرشچیان باشه نتیجه می گیریم که سرخپوستان قبایل سو و ناواهو و شایان و کمانچی بی فرهنگ بوده اند. (راستش نمی دونم از اینها هنوز برامون چیزی باقی گذاشته اند یا باید فقط تو موزه های مردم شناسی دنبالشون بگردیم) این بندگان خدا نه سوات و خط داشتند و نه حتی به مرحله شهرنشینی رسیده بودند ولی از نظر من بی فرهنگ نبوده اند. شعر، افسانه ، سرود، اساطیر، آداب و رسوم و… به اندازه خودشون داشته اند. گیرم که ویکتور هوگو نداشتن. پس از نظر من می شن بافرهنگ ولی شاید از نظر دیگران وحشی باشند و بی فرهنگ .
    از جهت دیگه . آدمی که توی شهری زندگی می کنه و سوات هم داره و بنز 300 میلیونی هم داره و لیسانس هم داره( از نوع غیر آکسفوردیش) و ماهی 30-40 میلیون درامد خالص داره و سالی یه سفر به اروپا هم داره و بهترین نقاشی بهترین نقاشان رو هم (اصلش رو) به دیوار خونه اش داره ولی توی میدون مثلا انقلاب پارک دوبله می کنه از نظر من وحشی یه. از هزار تا سرخپوست هم عوضی تر و وحشی تر و بی شعور تر هست. خوب شاید این بابا رو اگر کسی از نزدیک ببینه بگه :به به! عجب آدم متمدن و…

    خوب پس بحث یه خورده ای واضح تر شد. اگر بر ملاک مطالعه سرانه بخواهیم بحث کنیم از نظر من شخصی که درآمد متوسط داره ولی مطالعه سرانه اش از روزی 1ساعت کمتره اصلا آدم نیس چه برسه به اینکه بخواهیم درباره اش بحث کنیم. البته مراد این حقیر از مطالعه مطالعه مفید است و نه جدول حل کردن.

    اما آدمهای عادی (همانجور که گفته شد) به این کارا کارندارن. هر چیزی رو راحت می شه توی ذهنشون حک کرد. نتیجه اش هم میشه استالین پرستی و مائو پرستی و هیتلر پرستی و … و یا همون موارد «آمریکایی یعنی گاو»(این عبارت نوشته آقای نادر ابراهیمی خدابیامرزه در کتاب تکثیر تاسف انگیز پدربزرگ اگه اشتباه نکرده باشم. شما ببین نویسنده تاپ مملکت که اینجوری بگه تکلیف محتویات مغز رضا دیگه معلومه!!!)

    اما درباره «بیگ بنگ فرهنگی»! این یه تزی هست که در بعضی از نقاط دنیا رواج داره ولی اصلا از یکی از کشورهای نزدیک مدار راس السرطان آمده و در دیگر کشورها ازش الگو گرفتن. همون جور که فیزیکدان ها می گن که تمامی دنیا از یه نقطه و در اثر یک انفجار بزرگ(بیگ بنگ) به وجود آمده(منظورشون لحظه اول خلقت است)؛ مردم این کشور هم اعتقاد دارند تمامی فرهنگ دنیا در حقیقت از این کشور و در حدود 2500 سال پیش نشات گرفته. شعر، هنر، نقاشی، معماری، موسیقی و… یا مستقیما از تولیدات فکری این ملت بوده و یا اینکه به صورت غیرمستقیم تحت تاثیر فضایل فرهنگی ملت مورد نظر پا به عرصه هستی گذاشته اند. به هرحال ملتی هستند باحال و بامزه و هیچکسی رو هم توی دنیا عدد محسوب نمی کنند. مثلا تماشاگران خودشون رو با فرهنگترین و بهترین تماشاچیان دنیا می دونن(فوتبال رو عرض می کنم خدمتتون) انشاءالله یه روز قسمت شده استادیوم «لیبرتی» شون تشریف ببرید تا یه چن تا فحش بامزه فرهنگی یاد بگیرید.

    راستی شما می دونی مدار زمین در فضا (از نظرهندسی) شکلش چه جوریه؟
    ارادتمند شما
    رضا
    ——————-
    رضای عزیز و محترم سلام

    از این همه لطفی که داری و علاقه ای که به من نشان می دهی سپاسگزارم. گفته ای:

    اگر بخواهیم دقیق و آکادمیک صحبت کنیم

    و از اینجاست که راه من و تو با آن خلایق «بیگ بنگ فرهنگی» جدا می شود. من و تو مایل هستیم هر صحبتی را تا حد امکان آکادمیک و دقیق انجام دهیم و «می گویند» و «می فرمایند» را الکی نپذیریم و همه چیز را به محک نقد و تجربه و آزمایش بسنجیم.

    ولی مطالعه سرانه اش از روزی 1ساعت کمتره اصلا آدم نیس

    راستش من معتقدم آدم هست، نه اینکه نباشد اما در طیف آدم ها بیشتر متمایل به سمت «حلقه گمشده داروین» است!!! باز اگر این جماعت به حال خودشان رها می شدند تا مثلا در غرب مکدونالدشان را سق بزنند و در کشور گل و بلبل بی هدف در خیابان ها بگردند مشکل زیادی ایجاد نمی شد. قضیه اینجاست که متاسفانه چون تعداد این عزیزان بسیار از من و شما بیشتر است کفه «دموکراسی» به سمت ایشان می چربد و آنوقت همین آدم ها که من و شما زوری «آدم» حساب شان می کنیم هستند که برای آینده خودشان و ما تصمیم می گیرند.

    در عین حال شاید بد نباشد با این عبارت فوق شما قدری هم مخالفت کنم چرا که خداوند بخیر بگرداند اگر دانشمندی مثلا در دانشگاه هاروارد باشد و به مثلا من نگاه کند و ببیند با همان سطح متوسط زندگی روزی مثلا یک ساعت فقط کتاب می خوانم. اگر معیار او مثلا روزی سه ساعت باشد که من از دید او بقدر انسان نئاندرتال هم نخواهم بود!!! دست بالای دست بسیار است.

    در مورد «بیگ بنگ فرهنگی» باید از توضیح شما تشکر کنم. ظاهرا لازم است بنایان و معماران کشور قدری بیشتر دقت کنند تا آجر و سنگ نما کمتر از آن بالا روی ملاج برخی از این هموطنان ما بیافتد با این «بیگ بنگ فرهنگی»شان. صنف کارگران ساده ساختمان هم باید هنگام نقل و انتقال بیل دقت کنند تا کمتر بیل شان به سر و کله برخی از مردم بخورد. اما از شوخی گذشته رضای عزیز این ها واقعا به این قضیه اعتقاد دارند یا تو من را سر کار گذاشته ای؟ البته نمی دانم، بقول انیشتن (نقل به مضمون) حماقت انسان پایانی ندارد. حالا یک آدرس وبلاگی وب سایتی چیزی از این جماعت بده برویم بخوانیم بخندیم. مردیم از بس خبر سیاسی خواندیم.

    در مورد مدار زمین در فضا باید بگویم خیر قربان نمی دانم. یک زمانی خیلی به ستاره شناسی علاقه داشتم که بعد تنبلی نگذاشت مطالعه کنم. دروس فیزیک دانشگاه را هم خواندیم به امید پاس کردن فقط. از فیزیک دانشگاه فقط چهره استادم خاطرم هست و بس. خیر قربان. من مصداق آن هستم که می گفت «من از هیچ هیچ نمی دانم».

    با تشکر فراوان از همراهی تان
    محمد

  10. رضا Says:

    خوب البته دست بالای دست زیاده. حالا من و شما 1 ساعت؛ پرفسور هواوارد هم 3 ساعت مطالعه می کند. بالاخره دانستن این ضعف(نقیصه یا هر چیزی که می نامیم) سبب می شه ما هم خودمون رو به 1ساعت و 10 دقیقه آپ تو دیت کنیم تا فاصله کمتر بشه. ولی من توی اون کشور واقع در نزدیکی مدار راس السرطان دیدم که راننده تاکسی هاش با مطالعه روزانه کمتر از 1 ثانیه درباره تمامی مسائل کره زمین (از سقط جنین تا سولاخ اوزون) نظرات کارشناسی می دهند.
    درباره بیگ بن فرهنگی هم احتیاجی به نمونه نیس. یه گشت کوتاه کفایت می کنه.
    ——————–
    رضای عزیز سلام

    متشکرم از توضحیت. حق با تو است و حرف حساب جواب ندارد. هیچ برای اضافه کردن به حرف های تو در اینجا ندارم.

    با تقدیم احترام
    محمد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: