این گروه مخوف، مخوف، مخوف و این تئوری مریض، مریض، مریض

کمانگیر در اینجا قدری به آنانی که رفتن انسان به ماه را یک دروغ بزرگ و احتمالا توطئه می‌دانند طعنه می‌زند. مدتی قبل (در بهمن سال گذشته) هم بامدادی مطلبی داشت در مورد حادثه یازده سپتامبر و اینکه‌ آیا توطئه در این قضیه دست داشته یا نه (اینجا). بیش از ۴۰ سال هم هست که معمای ترور جان اف کندی رئیس‌جمهور وقت آمریکا حل نشده مانده. اعتقاد به «تئوری توطئه» چیز بدی نیست فقط باید مراقب لایه‌های دیگر چنین توطئه‌ای نیز بود تا ناخواسته اسیر دست عروسک‌گردان نشد.

اگر به «تئوری توطئه» معتقد باشیم باید قبول کنیم که گروهی (یا یکی دو گروه) در آمریکا هستند که از قدرت مطلق برخوردارند و با کنترل رسانه‌ها و سازمان‌های جاسوسی کشورشان و پلیس فدرال و محلی سلطه‌ای به سبک رمان ۱۹۸۴ جرج اورول بر جامعه آمریکا دارند. در این صورت یک سوال اساسی پیش می‌آید که «از کجا می‌دانیم خود ما (=آنانی که به تئوری توطئه معتقد هستند) و این آگاهی‌مان و این قبیل فیلم‌ها و تحلیل‌ها و وب‌سایت‌ها همه و همه جزئی از یک نقشه بزرگ‌تر همین گروه نیستند؟»

ببینید شما با گروهی سروکار دارید (با قبول تئوری توطئه) که قادر هستند رئیس‌جمهور آمریکا را روز روشن و جلوی دوربین خبرنگاران بکشند (جی.‌اف.‌کندی)، ساختمان‌های مرکز تجارت جهانی را در واقع با بمب و در ظاهر با هواپیما فرو بریزند، تمام دانشمندان و کارشناسان سازمان هوانوردی آمریکا (ناسا) را یا برای مدت عمرشان بخرند یا ساکت‌شان کنند تا کسی نفهمد که آمریکا روی ماه نرفته، FBI و CIA و دیگر سازمان‌های پلیسی یا امنیتی آمریکا را مثل موم در دستان خود داشته‌باشند و آب از آب تکان نخورد. هرکجا سازمان‌های مسئول در چیزی گزارشی آماده کردند که خلاف میل این گروه مخوف است این گزارش‌ها به سرعت یا نابود می‌شوند یا بایگانی. در تمام سوراخ سنبه‌های دستگاه‌های خبری و پلیسی و امنیتی کشورشان چشم و گوش دارند و مثل یک دوربین مداربسته در محل کار شما (هر که باشید) مدام شما را می‌پایند.

مسئله اینجاست که آیا این گروه مخوف قادر نیستند چهارتا وب‌سایت راه بیاندازند و در آن علیه خودشان مطلب منتشر کنند؟ آیا نمی‌توانند ۸ – ۷ خبرنگار را بخرند تا علیه خودشان جار و جنجال مطبوعاتی به‌راه بیاندازند؟ آیا نمی‌توانند علیه خودشان کتاب منتشر کنند و سخنرانی برگزار نمایند؟ آیا نمی‌توانند قدری پرده ضخیم اتاق فکر خود را بالا بزنند و آنچه در داخل می‌گذرد را به ما آدم‌های عادی نشان بدهند؟ البته که می‌توانند! صد البته آنکس که سناریوی خوردن هواپیما به برج‌ها و بعد تخریب آنها با بمب را می‌نویسد و جلوی چشم مردم اجرا می‌کند می‌تواند به سه سوت یک لشگر خبرنگار و وب‌سایت و فیلم‌ساز علیه خود بسیج کند. فایده علیه خودش حرف زدن چیست؟ اینها است:

اول) یک زمانی انگلستان در برخی مناطق تحت استعمارش پول می‌داد اوباش را جمع می‌کرد علیه انگلستان شعار بدهند تا بعد بگوید ببینید اینها که علیه من هستند آدم‌های رو به راهی نیستند. این گروه مخوف هم می‌توانند چنین کاری بکنند.
دوم) با تبلیغ علیه خودشان ژست «آزادی» و «آزادی بیان» بگیرند در جامعه‌شان.
سوم) بصورت غیر مستقیم آن مردمی که نمی‌دانند «برادر بزرگ» دارد می‌پایدشان را حالی کنند که گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد، جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست.
چهارم) ببینند چه کسانی جذب این صداهای مخالف می‌شوند تا پس از شناسائی به مرور یا ساکت یا نابودشان کنند. پاک‌سازی مخالفان‌شان.
پنجم) این گروه مخوف در پی انجام عملیات بسیار بزرگتری هستند پس به من و شما «خوراک فکری و بحثی» می‌دهند تا سرمان را به اینکه بشر رفته روی ماه یا نه گرم کنند و خود به پروژه‌های عظیم‌ترشان برسند.
ششم) بخاطر اختلافات درونی خودشان گاهی با دادن این اطلاعات درست یا غلط من و شما (نوعی) را علیه دیگری از خودشان بکار می‌گیرند. ما می‌شویم نوکر بی‌جیره و مواجب آقایان برای زدن چوب توی سر مثلا فلان سیاستمدار. درحالی‌که این بابا بی‌تقصیر بوده و من و شما فقط میرغضب همان گروه مخوف شده‌ایم.
هفتم) خیلی چیزهای دیگر پشت پرده که من و شما از آن اطلاعی نداریم و نخواهیم داشت. احتمالا گروهی که می‌تواند چنین سلطه مخوفی بر جهان متمدن داشته‌باشد می‌تواند خیلی خواب‌های دیگر هم برای من و شما دیده باشد و با در اختیار گذاشتن قدری از اطلاعات خودشان با ما، ما به درون همان تله‌ای خواهیم رفت که ایشان می‌خواهند.

دیدید اگر به تئوری توطئه اعتقاد داشته‌باشیم ناچاریم این احتمال را بپذیریم که خود ما هم که علیه این قضیه علم مخالفت برداشته‌ایم ممکن است آلت دست همان توطئه‌گر‌ها شده‌باشیم؟ آیا امکان ندارد با توجه به قدرت عظیم این گروه جهنمی ما آدم‌های عادی در وسط یک جنگ زرگری گرفتار آمده‌باشیم؟ ذهن معتقد به تئوری توطئه نمی‌تواند یک‌جا متوقف بشود. چنین شکی به جان خود ما هم می‌افتد. در این صورت مدام در حال چک کردن خودمان و رفتارمان خواهیم بود چرا که نمی‌خواهیم عروسک خیمه‌شب‌ بازی دیگران بشویم. همین که احتمال می‌دهیم ممکن است عروسک خیمه‌شب‌ بازی بشویم باعث می‌شود که ابتدا روزی ده بار جلوی آئینه خودمان را چک می‌کنیم ببینیم پینوکیو نشده باشیم. بعد این میزان کنترل راضی‌مان نمی‌کند و روزی صدبار خودمان را چک می‌کنیم. بعد کار و زندگی‌مان را رها می‌کنیم و خودمان را در اتاق‌مان حبس می‌کنیم و جلوی آئینه می‌ایستیم مبادا کسی نخی چیزی به دست و پای ما ببندد. بعد روزی خواهد آمد که با چاقو گوشت و پوست خودمان را بشکافیم تا مطمئن بشویم ما هنوز به عروسک خیمه‌شب‌ بازی تبدیل نشده‌ایم. روح از کالبد ما به در خواهد رفت و بر روی برگه پزشک‌قانونی علت مرگ ما «پارانویای شدید» قید خواهد شد. اینقدر کورکورانه هر «تئوری توطئه»ای‌ را باور نکنیم که دودش در نهایت به چشم خودمان خواهد رفت.

لینک این مطلب در بالاترین

Advertisements

17 پاسخ to “این گروه مخوف، مخوف، مخوف و این تئوری مریض، مریض، مریض”

  1. لویاتان Says:

    دوست دارم این نوشته را.
    ———————
    لویاتان عزیز

    متشکرم دوست من. خوشحالم که خوشت آمده.

    با تقدیم احترام
    محمد

  2. کیوان Says:

    «نگاهی دیگر» واقعا زیبنده این وبلاگه. کارتون درسته، دمتون گرم.
    ——————
    کیوان عزیز سلام

    قربان محبت شما. شرمنده می کنی من را با این همه تعریف. این وبلاگ برگ سبزی است تحفه درویش تقدیم شما و باقی دوستان.

    با تقدیم احترام
    محمد

  3. داريوش Says:

    نوشته ات عالي بود. آيا لينك دانلود كتابهاي 1984 و قلعه حيوانات رو نداري؟
    ——————–
    داریوش عزیز سلام
    قربان محبت تو. متاسفانه لینک دانلود این کتاب ها را ندارم ولی در خود این وبلاگ یک چندتائی کتابخانه آنلاین معرفی کرده ام. همین جا سمت راست پائین صفحه تحت عنوان «مشتری ثابت اینها هستم» بگردی پیدای شان می کنی. شاید آنها داشته باشند.

    با تقدیم احترام
    محمد

  4. bamdadi Says:

    متاسفانه در بسیاری از موارد از مفهوم «تئوری توطئه» یا «توهم توطئه» به عنوان ابزاری برای تحلیل نکردن عمیق‌تر وقایع یا به پرسش گرفتن نکته‌های مبهم یا مشکوک روایت‌های رسمی‌ای که دولت‌ها از وقایع بزرگ ارائه می‌دهند و در واقع به نوعی خاموش کردن صدای منتقدین استفاده می‌شود.

    اما نوع نگاه شما را در این نوشته می‌پسندم. ممنون.
    —————————-
    بامدادی عزیز سلام

    کاملا با این کامنت تو هم عقیده هستم. توطئه همواره وجود داشته و دارد و صاحبان رسانه های یک جامعه هم مسلما از اعضا یا همکاران اصلی این پروژه های توطئه می توانند باشند. من فکر می کنم نه باید از این طرف بام بیافتیم و نه از آن طرف بام. وسط پشت بام کجاست بستگی به هر موضوعی متفاوت است.

    از لطف و همراهی تو بسیار سپاسگزارم.

    با تقدیم احترام
    محمد

  5. وحید Says:

    سلام

    محمد آقا ، مطلب خوب شما شاید یه زنگ خطری برای همه ما آدمهای ساده باشه که یه مقدار

    خودمون رو چک کنیم که داریم به کدوم سمت حرکت می کنیم.

    بعضی مواقع انسان بدون اینکه خودش متوجه بشه در مسیری می افته که شاید تا یه مدت

    پیش اصلا اون راه را قبول نداشت و بهتر بگم ، تنفر داشت.ولی یک دفعه چشم باز می کنه

    کلی تواین مسیر جلو رفته و برگشتش شاید نشدنی……..ممنون از یادآوری شما.

    با تقدیم احترام
    خبر از اول
    ———————–
    وحید عزیز سلام

    قربان محبت شما. اما نشد دیگر من را از آدم های ساده جدا کردی. من هم یکی هستم مثل همه همان «ما آدم های ساده». مخلص همه انسان ها هم هستم دربست.

    اما حق با تو است. گاهی افکار غلط ما آنجور جلوی چشم ما را می بندد که دیگر نمی توانیم بفهمیم ملعبه دست همانی شده ایم که داریم با او دست و پنجه نرم می کنیم.

    با تشکر فراوان از همراهی تو.
    محمد

  6. احسان Says:

    آخر نوشته‌ات خشن است » بعد روزی خواهد آمد که با چاقو گوشت و پوست خودمان را بشکافیم تا مطمئن بشویم ما هنوز به عروسک خیمه‌شب‌ بازی تبدیل نشده‌ایم. روح از کالبد ما به در خواهد رفت و بر روی برگه پزشک‌قانونی علت مرگ ما «پارانویای شدید» قید خواهد شد.»

    کمی لطیف‌تر عزیزم، گور بابای تئوری توطئه و برادر بزرگ و این‌حرف‌ها !
    لحظه حال را بچسب !
    —————————–
    احسان جان سلام

    متشکرم از تذکرت و از همراهیت. راستش من انتهای این سرگشتگی ذهنی را لطیف نمی بینم. مدتی خودم دچارش بودم! جدی عرض می کنم. زندگی آدم را سیاه می کند. این است که آخرش اینجوری تمام می شود.

    باز هم متشکرم از لطف تو.
    با تقدیم احترام
    محمد

  7. م.طلوع Says:

    جالب بود مخصوصا که در ایران هم دقیقا همین اتفاقات افتاد ولی بالعکس …ولیییی شما چی جز این گروه خشن نیستی؟
    ————–
    م.طلوع عزیز سلام.

    ولله چه عرض کنم؟ آخرین باری که خودم را چک کردم دیدم نخی و طنابی به دست و پایم نیست. البته نباید زیاد این «انگلیسا»ی پدرسوخته را دست کم بگیرم. دیدی چه بلائی سر دائی جان و مش قاسم نزدیک بود بیاورند با آن چشم های چپ شان؟ یحتمل یا از نخ های بی رنگ دارند استفاده می کنند و یا فعلا نخ نبسته اند تا بعد یک پروژه بزرگتر را اجرا کنند.

    آه که من اگر جزء این گروه مخوف بودم! آه! دیگر چکار به وبلاگ و وبلاگ نویسی داشتم؟ می رفتم با میلیون میلیون پول توی جیبم بعنوان پول خرد عشق و صفا. آی بخشکی شانس.

    با تشکر از همراهیت.
    محمد

  8. پلنگ خان صورتی دامَت برکاته Says:

    این تئوریِ توطئه یا بهتر بگیم، «توهّمِ توطئه» یکی از اون چیزایی‌یه که می‌شه در موردش کتاب‌ها نوشت، و مث هر چیز دیگه‌یی که واردِ فرهنگ لغاتِ سیاسی ما ایرانی‌ها شده، متأسفانه به لجن کشیده شده.
    چَن‌سال پیش سمرقند یه ویژه‌نامه‌ی جالبی چاپ کرده بود درباره‌ی «پارانویا در ادبیات» -که البته ترجمه‌ی ویژه‌نامه‌ی یه مجله‌ی فرانسوی بود- و توی یکی‌دو مقاله‌اش پرداخته بود به این‌که پارانویا چه‌طور از قالب فردی خارج می‌شه و به ابعادِ اجتماعی بسط پیدا می‌کنه و چه‌طور تبدیل می‌شه به یک «بیماریِ اجتماعی»؛ از چیزایی که به‌منزله‌ی نمود و مظهر پارانویای اجتماعی روش انگشت گذاشته بود یکی همین «توهّمِ توطئه» بود (اون‌جا اسمشو گذاشته بود: دایی‌جان ناپلئونیسم!).
    من خیلی دوس داشتم که سمرقند یه وبلاگ هم می‌داشت که بشه در موردِ اون مقالات بحث کرد، از جمله دوس داشتم اشاره کنم به این‌که این «توهّمِ توطئه» چه‌قدر قابلیتِ این‌رو داره که از طرفِ سیاستمداران و از کانال‌های رسانه‌یی به مغز مردم تزریق بشه و چه‌طور می‌شه ازش به‌عنوان یه ابزار مخوف (…مخوف، مخوف، مخوف!) برای به بازی گرفتن ملت‌ها استفاده کرد؛ همون‌طور که آمریکا ازش با مهارت برای ترسوندنِ مردمِ بلوکِ غرب از روس‌ها استفاده کرد (جیمز باند: از روسیه با عشق و باقی قضایا…) و شوروی 70سال ازش برای ترسوندنِ مردم از امپریالیسم آمریکایی استفاده کرد (که در ادبیاتشون، به‌ویژه در موج رئالیسم سوسیالیستی‌شون خیلی تبلور پیدا کرد) و البته هنوز چپ‌های ما که الحمدلله والمنة از چپ‌بودن فقط «ضد آمریکایی بودن» رو یاد گرفتن هم کورکورانه بهش ایمان دارن و نیازی به یادآوری نیس که از طریق چپ‌ها وارد فرهنگ سیاسی اسلام ناب محمّدی هم شده (امپریالیسم=استکبار جهانی/ پرولتاریا=مستضعفان) و تو خود بخوان حدیث مُفَصّل ازین مُجمَل.
    من فکر می‌کنم که سؤالِ جدید و خوبی رو مطرح کردی؛ این‌که آیا ممکنه خودِ منتقدین چنین دَم و دستگاهی هم جزئی از خودش باشن؟ سؤالِ مهم‌تر می‌تونه این باشه که اصلاً این توهّم توطئه (راست یا دروغ) از کجا پدید اومده؟ هگل حرفِ خیلی نغزی داره، می‌گه «تراژدی‌های اصیل جهان کشمکش بین حق و باطل نیستند، بل‌که تعارض و کشمکش بین دو حق‌اند» راست می‌گه تمومِ اشکالِ کار ما آدما اینه که همیشه خودمون رو صالح و سرباز حق می‌دونیم و دیگران رو طالح و عمله‌ی باطل.
    + پی‌نبشت: راستی نیچه می‌گفت حقیقتی وجود ندارد، هرچه هست تأویل است.
    ——————-
    پلنگ خان صورتی دامَت برکاته عزیز و محترم سلام

    یک دنیا سپاس از همراهی تو و وقتی که می گذاری برای این کار. دستت درد نکند. من هیچ ندارم که به کامنت تو اضافه کنم. فقط باید بگویم که به این مطلب فکر نکرده بودم که ممکن است کسانی در جنگ سرد از این قضیه برای ترساندن مردم استفاده کرده باشند (از هر دو طرف). بسیار متشکرم از دریچه جدیدی که بر روی من گشودی. در ضمن از خواندن این دو جمله هگل و نیچه هم لذت فراوان بردم.

    باز هم ممنون از همراهیت. با ما بمان.
    با تقدیم احترام
    محمد

  9. بی دین Says:

    I strongly recommend you to watch The Zeitgeist Movie…
    —————————
    بی دین جان سلام

    من تحمل دیدن این فیلم را تا اواسط آن ماه پیش کردم. به دلم ننشست. بنظرم خیلی شعارگونه آمد. هنگام فکر برای نوشتن این پست هم در پس ذهنم به این فیلم هم فکر می کردم. در هر حال از همراهی تو و توصیه ات بسیار متشکرم.

    با تقدیم احترام
    محمد

  10. این گروه مخوف، مخوف، مخوف و این تئوری مریض، مریض، مریض | بالاترین: لینکهای داغ Says:

    […] The rest is here:  این گروه مخوف، مخوف، مخوف و این تئوری مریض، مریض، مریض […]

  11. آریو Says:

    اساسا اگر بخواهیم دچار تئوریهای مشکوک عجیب و غریب بشیم زندگی ما تیره و تار میشه. شاید همین وبلاگ شما هم نقشه‌دیگری از این گروه مخوف است برای سرگرم کردن ما جوونهای ایرونی! شاید اصلا وردپرس رو آمریکا راه انداخته تا کم کم طرح براندازی نرم در ایران رو پیاده سازی بکنه و بعد ایران رو تجزیه کنه. شاید شاید شاید…
    ————
    آریوی عزیز سلام

    دقیقا همینطور است که گفته ای. ذهن توطئه باف مدام دچار شاید شاید است.

    با تشکر فراوان از همراهی تان و با تقدیم احترام
    محمد

  12. meysam.b3 Says:

    خواندنی بود !
    زیبا نوشته اید … بسیار ممنونم
    ——————-
    میثم عزیز سلام

    از محبت و نظر لطف شما سپاسگزارم.

    با تقدیم احترام
    محمد

  13. رضا Says:

    در کلیات و جزییات و بقیه جات با شما موافقم . فقط یه نکته رو اشاره می کنم .شما جسارت این حقیر رو به بزرگواری خودتون ببخشید.

    یکی از دلایلی که تئوری یا توهم توطئه در کشور ما کشش و جاذبه زیادی داره اینه که تجزیه و تحلیل قضایا با این ابزار کار آسان و سهلی است. هر بچه دبیرستانی می تونه با فرض دونستن این توطئه یا توطئه های جهانی تمام مسائل از دختران فراری تا تورم و رکود رو تجزیه و تحلیل کنه و درنهایت هم با یه سینه صاف کردن یه راه حل توپ هم ارائه بده که ما هم بعله…. یادش به خیر یه دوستی در دبیرستان داشتیم که همیشه ورد زبونش این عبارت بود:» تو خیلی مونده بفهمی که برنج آمریکایی از نفته!»

    در نهایت این ساده سازی در تجزیه و تحلیل اثرات روانی بسیار مثبتی رو برای فرد داره. طرف فکر می کنه که زرنگتر از این حرفاس که بازی بخوره ( یا بازیش بدن). خودش رو برتر از بقیه می دونه و در نهایت به یک ارضاء درونی دست پیدامی کنه. هر چند که در نهایت به قول شما به همونجا می رسه که در آخر نوشته شرح دادید…..

    این قضیه به قدری در کشور ما فراگیر هست که با هرکسی صحبت کنید به نوعی به این گونه تئوریها اعتقاد داره. از دائی جان ناپلئون که شما ذکر کردید تا محمد رضا پهلوی تا…. با هر کسی که بحث کنید میگه کار کار انگلیساس یا آمریکایی ها یا روسها. تنها چیزی که در نظر این دوستان ارزش نداره اراده و علم و آگاهی خودشون و هموطنانشون هست.

    بازهم روده درازی کردم. معذرت.
    ————-
    رضای عزیز سلام

    از همراهیت بسیار سپاسگزارم. نه روده درازی کردی و نه جسارت. حرف دل من را زدی. هیچ چیز برای اضافه کردن به آنچه گفته ای ندارم الا یک آه از سر تاسف بحال این ملت بدون آگاهی.

    با تقدیم احترام
    محمد

  14. shahrooz Says:

    مطلبت واقعاً برام جالب بود چند تا سؤال:
    1-اينکه من و شما به تئوری توطئه معتقد باشيم چه سودی برا همين به قول تو گردانندگان خفن داره؟
    2-فکر نميکنی قسمته آخره نوشتت بيشتر شبيهه تخييل پردازيه تا يه تحليل؟
    کی واقعاً مياد وخودشو هر روز اونجوری که تو ميگی ميپاد؟
    يا به قول تو روزی ده دفعه تو آيينه به خودش شک ميکنه؟
    چرا تعداد 2،3 نفريو که ممکنه حالت ‹عاديه زندگيشونو از دست بدان به همه تعميم ميدی؟
    ———————
    شهروز عزیز سلام

    قربان لطف و محبت شما. بسیار سپاسگزارم که قابل دانستید و سوالات تان را مطرح کردید. اما در پاسخ به آنها باید عرض کنم که:
    1- دوست عزیز من، ساختار این پست به این صورت است که آمده ام نظر حضراتی که به این تئوری توطئه باور دارند قبول کرده ام و بعد سعی کرده ام بصورت منطقی بگویم که با قبول چنین نظری سنگ روی سنگ بند نمی شود و آرامش و آسایش فکری بشر به هم می ریزد و دست به اعمال جنون آمیز می زند. یک جورهائی در مایه های «برهان خلف» در هندسه. آن بخش هم که عرض کرده ام ممکن است سودی به آن گروه مخوف برسد جزئی از همین «جنون» شک و تردید بوده و بس.

    2- راستش اگر قدری روی وب سایت های بعضی از خبرگزاری های وطنی بگردی یا با برخی از آدم های بالای چهل و پنجاه سال (توی گروه سنی خودم) صحبت کنی می بینی که اعتقاد به این تئوری توطئه چه بر سر عقل شان نیاورده. لزومی ندارد آدم بصورت فیزیکی کارد بردارد بزند خودش را ناکار کند، دیده ام آدم هائی را که کارد را در مغز خود گردانده اند (بصورت مجازی البته). در ضمن نوشته من تحلیل نبود (از دید خودم). بیشتر شبیه همان که عرض کردم در بالا «برهان خلف» بود.

    در ضمن نمی دانم که شما تا چه حد با کسانی که در امور «اطلاعاتی» درگیر هستند برخورد داشته اید اما اگر یکی از ایشان میان صدنفر آدم عادی باشد سه سوته می شود تشخیصش داد آنقدر که این ور و آن ور خودش را می پاید و به همه به شک می نگرد. یاد سربازی بخیر. پرسنل حفاظت اطلاعات را از سی کیلومتری می شد تشخیص شان داد. بنده های خدا شغل شان این است که به این و آن شک داشته باشند. خود من یا شما هم اگر سی سال کارمان روزی هشت یا ده ساعت شک کردن به این و آن باشد و زیرنظر گرفتن فلانی و بهمانی فکر می کنید وضعیت سلامت روحی و روانی مان چگونه خواهد شد؟

    انکار نمی کنم که مملکت نیاز دارد به این افراد و خدمات شان. اما من و شما (نوعی) که کارمان این نیست نباید به این تئوری های توطئه باور داشته باشیم.

    با تشکر فراوان از عنایت و لطف شما
    و با تقدیم احترام
    محمد

  15. shahrooz Says:

    يا حتی ميشه يه سؤال بزرگتر پرسيد:
    از کجا معلوم که تو هم جزو همون گردانندگان خفن اين تئوری نباشی؟
    ؛)
    ————————
    شهروز عزیز سلام

    دقیقا همینطور است که گفته ای. یک بار و یک جا که پای شک به وسط آمد آنوقت دیگر این شک قابل تعمیم است به همه جا و همه چیز. کاملا همینطور است که گفته ای. شاید من را هم همین گروه مخوف علم کرده اند؟ شاید من را کسی علم کرده تا با این گروه مخوف دشمنی کند اما خودش آلت دست آنان شده؟ شاید من ندانسته دارم آب به آسیاب ایشان می ریزم؟ و هزاران «شاید» دیگر.

    تئوری توطئه بنظر من از بیخ و بن ایراد دارد. نمی گویم توطئه نیست، چرا هست، اما اینکه هرچیز را با این عینک نگاه کرد باعث سرگیجه انسان می شود.

    با تشکر فراوان از همراهیت.
    محمد

  16. shahrooz Says:

    حالا میتونم باهات موافق باشم.نه رد کردن کلی این واقعیت که تو بعضی موارد دستهایی پشت پرده هستند عاقلانه است و نه اینکه همه چیز رو حاصل توطئه ببینیم.
    در کل باید هر موردی رو جداگانه بررسی کرد.
    (ولی هنوز معتقدم NASA هیچ وقت انسان رو روی ماه پیاده نکرده!! براش هم دلیل دارم و هر وقت کسی حاضر شد جواب تناقض هایی مه توی فیلم و عکس های این سفر دیده میشه رو بده من با کمال میلم تسلیم میشم!)

    برای هر کسی که فکر میکنه میتونه جواب سوالات رو بده:
    http://www.ufos-aliens.co.uk/cosmicapollo.html
    ————————
    شهروز عزیز سلام

    اول از همه یک دنیا معذرت که با تاخیر دارم جواب تو را می دهم. آنقدر گرفتارم که نگو. شرمنده تو و دیگر دوستان.

    دوم اما بسیار خوشحالم که رفع سوء تفاهم احتمالی بین من و شما شده. کاملا با شما موافق هستم که نه باید از این طرف پشت بام افتاد و نه باید از طرف دیگر آن سقوط کرد.

    و اما در مورد سفر انسان به ماه و رفتن و نرفتنش راستش را بخواهید من نظری ندارم و می گذارم بعهده دیگر دوستان که تخصصی و تجربه ای در امور علمی دارند.

    از همراهی تان بسیار سپاسگزارم.

    با تقدیم احترام
    محمد

  17. بابک Says:

    مطلب بسیار خوبی بود. واقعآ عنوان «نگاهی دیگر» مناسب این وبلاگ است.
    امیدوارم این نگاه دیگر را همینطور پا بر جا نگه دارید…
    ————–
    بابک عزیز سلام

    لطف دارید به من. بسیار سپاسگزارم. امیدوارم با همراهی دوستان خوبی چون شما و راهنمائی های تان بتوانم این «نگاه دیگر» را همواره در شرایطی نگاه دارم که قابل تقدیم به حضور عزیزانی چون شما باشد.

    با تشکر و تقدیم احترام
    محمد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: