فرهنگ سازی

– بنظر شما برای حل مشکل ترافیک باید چکار کرد؟
– باید در خانواده و جامعه برای رسیدن به نقطه مطلوب فرهنگ سازی کرد و باید در این امر از افراد کارآمد با انگیزه و متدین دعوت کرد تا به نقطه مطلوب برسیم.
– برای حل مشکل زباله چه؟
– فرهنگ سازی جانم. فرهنگ سازی. باید در خانواده و جامعه برای رسیدن به نقطه مطلوب فرهنگ سازی کرد و باید در این امر از افراد کارآمد با انگیزه و متدین دعوت کرد تا به نقطه مطلوب برسیم.
– با مردمی که در خیابان آب دهان می‌اندازند چه باید بکنیم؟
– راه حل فقط فرهنگ سازی است. باید در خانواده و جامعه برای رسیدن به نقطه مطلوب فرهنگ سازی کرد و باید در این امر از افراد کارآمد با انگیزه و متدین دعوت کرد تا به نقطه مطلوب برسیم.
– این مشکلات کوچک را اصلا ولش. برای مشکلات بزرگ مثل مشکل اقتصاد کشور باید چه کنیم؟
– باید در خانواده و جامعه برای رسیدن به نقطه مطلوب فرهنگ سازی کرد و باید در این امر از افراد کارآمد با انگیزه و متدین دعوت کرد تا به نقطه مطلوب برسیم.
– شما در انتخابات ریاست جمهوری شرکت خواهید کرد؟
– البته. باید در خانواده و جامعه برای رسیدن به نقطه مطلوب فرهنگ سازی کرد و باید در این امر از افراد کارآمد با انگیزه و متدین دعوت کرد تا به نقطه مطلوب برسیم.
– با معضل اعتیاد باید چه بکنیم؟
– باید در خانواده و جامعه برای رسیدن به نقطه مطلوب فرهنگ سازی کرد و باید در این امر از افراد کارآمد با انگیزه و متدین دعوت کرد تا به نقطه مطلوب برسیم.
– ظاهرا شما خیلی روی «فرهنگ سازی» تاکید دارید. برای ساخت فرهنگ بنظر شما باید چکار کرد؟
– خیلی ساده است. برای فرهنگ سازی ما باید ابتدا در خانواده و جامعه برای رسیدن به نقطه مطلوب فرهنگ سازی کنیم و باید در این امر از افراد کارآمد با انگیزه و متدین دعوت کنیم تا به نقطه مطلوب برسیم.
– یعنی برای «فرهنگ سازی» باید ابتدا «فرهنگ سازی» کنیم؟
– دقیقا.
– ببخشید من قدری گیج شده‌ام. متوجه نمی‌شوم چطور می‌شود برای «فرهنگ سازی» ابتدا «فرهنگ سازی» کرد.
– شما تقصیری ندارید جان من. فرهنگ سازی نشده‌اید. باید در خانواده و جامعه برای رسیدن به نقطه مطلوب فرهنگ سازی کرد و باید در این امر از افراد کارآمد با انگیزه و متدین دعوت کرد تا به نقطه مطلوب برسیم.

سوال: چرا یک عده فقط بلدند کلی‌گوئی کنند و مزخرف ببافند؟

Advertisements

8 پاسخ to “فرهنگ سازی”

  1. جهانگرد Says:

    سلام
    جوابی بهتر از باید» فرهنگ سازی کنیم» برای فراراز پذیرفتن مشکل ندایم .
    شما به عنوان غلو و شوخی نوشتید من ادمی از این پاچه خواران و چی چی مالان در دستگاه احمدی نژاد را که تا بن دندان خاطر خواه زلف پریشان رئیس جمهور بود و … دیدم در هر و موضوع که صحبت می کردی راه حل را فرهنگ سازی می دانست جمعی بودیم تقریبا همه غیر از انها که هم مسلک او بودند پرسیدند این فرهنگ سازی چی هست؟ و کی و چه کسی باید این لعنتی را انجام دهد تا همه مشکلات به یک باره اب شود و در زمین فرو رود؟!!!!!!!!!!!!
    —————————-
    جهانگرد عزیز سلام

    بسیار متشکرم از همراهیت. راستش چندان هم غلو و شوخی ننوشتم. راستش جمله ای که در متن مدام تکرار می شود را در یکی از خبرها دیدم!! جمله تکراری تقریبا عین جمله خود جناب ایشان است فقط قدری دستکاری فعل و فاعلی کرده ام آن را تا از نظر دستور زبان فارسی بتوان آن را با دیگر جملات آورد.

    با تشکر فراوان از لطف شما
    محمد

  2. Palang Says:

    vay in «farhangsaazi nashodeied» cheghadr ghashang bood! afarin
    + manam in rooza az khastegi daram mimiram ghoghnoos jan, emrooz belakhare forsat kardam be blog haye doostan sar bezanam. khodaya in hame kaar kay tamoom mishe?
    —————-
    پلنگ صورتی عزیز و دوست داشتنی سلام
    باور کن که خستگی کار خیلی شیرین تر است از خستگی بیکاری. من هر چند سالی در زندگیم چند ماهی درد بیکاری را چشیده ام. غم انگیز است. در هر حال حالا که جوانی باید کار کنی نه وقتی به سن و سال من پیرمرد رسیدی. قشنگ حس می کنم که حتی در زمینه شغل خودم آن توانائی بیست و چند سالگی را ندارم.

    به هر روی خدا قوت و خسته نباشی دوست خوب من.

    با تشکر فراوان
    محمد

  3. Palang Says:

    khob shokre khoda engar finglish type konam dige bazi dar nemiare. haminjoori alaki be saram zad ke injoori benevisam. agha in filtershekane namard nemizare ma farsi ro paas bedarim 😀
    ———————–
    پلنگ جان عزیز و دوست داشتنی

    اول که بر جد و آباد این فیلتر همان دو حرف آخر خودش با همان کسره (=تر) باد!

    دوم اینکه هر خطی از شما دوستان عزیز برسد به من هرگونه که باشد برای من طلا است و روی چشم من جای دارد. چه با حروف فارسی باشد چه فینگیلیش. مخلص همه دوستان هم هستم.

    با تشکر فراوان
    محمد

  4. ورتیگونه Says:

    سوال: چرا یک عده فقط بلدند کلی‌گوئی کنند و مزخرف ببافند؟

    جواب: برای اینکه فکر می‌کنند با بیان جملات کلی‌ای شبیه «باید فرهنگ‌سازی کرد»، «اصلاحات تدرجی است»، «دموکراسی یک شبه بوجود نمی‌آید»، «انقلاب خیلی بد و اخ است» و … با فرهنگ و متمدن و خارجی به نظر میان
    ———–
    ورتیگونه عزیز سلام

    بسیار متشکرم از همراهیت. ولله چه عرض کنم؟ امان از دست این حضرات.

    با تقدیم احترام
    محمد

  5. فابيان Says:

    دوستان.. خيلى ها مانند من فكر ميكنند كه خيلى از مشكلات اساسى ما ريشه فرهنگى دارند را مصداقهاى آن ميشه ساعتها مثال زد. اينكه راه حل اين مشكل چيست يك مسئله ديگه است، چيزى كه شما از آن به فرهنگ سازى اشاره ميكنيد يك راه حل كلى و مبهم است اين درسته، ولى نبود راه حل مشخص براى يك مشكل به منزله عدم وجود اين مشكل نيست، به منزله مزخرف گويى هم نيست.
    دوستانى كه مشكل اساسى رو فرهنگ نميدونند، اون رو در چى ميبينند؟ گفتم مشكل اساسى( مطلقا نه تمام مشكلات). آيا نميشه همين دوستان رو در بيان ايده هاشون به كلى گويى و مزخرف بافى محكوم كرد با همان مكانيسمى كه شما ميكنيد؟!

    هر كسى ميتونه ديگران رو از اون دريچه كه ياد گرفته و در ذهنش ميگنجه ببينه و قضاوت كنه، اشكالى نداره!
    ولى انهايى كه نميخوان متمدن و خارجى به نظر بيان آيا اعتقاد دارند كه اصلاحات تدريجى نيست؟ دموكراسى يك شبه بوجود مياد و انقلاب حلال مشكلات است؟! ….. ميشه به هر ايده اى مارك كلى گويى و مزخرف بافى زد! نه؟!
    ——————–
    فابيان عزیز و محترم سلام

    بسیار متشکرم از لطف تان و کامنت جالب تان.

    کاملا حق با شما است که می شود به هر ایده ای مارک کلی گوئی و مزخرف بافی زد. به همین دلیل من (نوعی) اگر به ایده ای معتقد هستم باید بتوانم آن ایده را برای مخاطب خودم بشکافم و در مورد ریز قضایا برای او توضیح بدهم. اگر در پاسخ به سوالات مردم من (نوعی) مدام تیتر ایده را تکرار کنم آنوقت -به حق- متهم می شوم به کلی گوئی.

    باز هم از همراهی تان سپاسگزارم.
    با تقدیم احترام
    محمد

  6. فابيان Says:

    ممد جان بذار يك رفع شبه بزرگ بكنم، نوشته شما با عنوان فرهنگ سازى اين رو القا ميكنه كه معتقدين به ضرورت اصلاح فرهنگى لزوما كسانى هستند كه بايد راهكار و استراتژى ارائه بدهند و چون در ارائه يك راه كار مشخص ناتوان هستند پس حرفشان كلى گويى و مزخرف است و در نتيجه چنين مشكلى اساسا موضوعيت ندارد.
    سوال اول: آيا هر كسى كه مشكلى رو ميبينه وميگه لزوما تا راه حل عملى مشكل رو توى جيبش نداشته باشه ميشه گفت كه اين مشكل اساسا وجود نداره؟
    سوال دوم: كسانى كه مشكل فرهنگى رو ريشه نميدونند و اون رو راه آسان براى سلب مسوليت ميبينند در برابر چه ايده اى رو ارايه ميدهند؟ مشكل رو در چى ميدونند؟ حكومت دينى؟! عدم وجود دموكراسى؟ دور بودن از قوانين سكولار؟ يا چى؟ همه اينها از ديد من معلول هستند ناشى از علتى به اسم فقر فرهنگى! چه ما خوشمون بياد چه نه!
    ——————–
    فابيان عزیز و محترم سلام

    اجازه بده که از تو بخاطر همراهیت در گفتگو تشکر کنم. اما در مورد جمله اولی که فرموده اید دوست خوب من باید بگویم منظور من چنین نبوده که شما برداشت کرده اید. شاید خوب ننوشته ام آن را. من سعی کرده ام به آنهائی بتازم که جهالت خویش را در پشت سخنان شایسته کلی پنهان می کنند و بخاطر اینکه کسی در پای تریبون از ایشان سوال نمی کند معنای حرفی که می زنند چیست ایشان مدام هرکجا که می رسند کلی گوئی می کنند. شاید نتوانسته ام مبحث را آنگونه که در ذهن داشتم بپرورانم. ببخشید.

    در مورد سوالات بالا باید عرض کنم که:
    اول) خیر قربان. با شما موافق هستم. تشخیص «وجود» مشکل متخصص نمی خواهد. راه حل هم لزوما نمی خواهد. به همین دلیل است که ماشین ما که شروع به تالاق و تلوق می کند ما تشخیص می دهیم یک مشکلی دارد بعد می بریمش پهلوی مکانیک تا او راه حل ارائه دهد. تاکید می کنم که تشخیص وجود مشکل چندان کار مشکلی نیست.

    دوم) بقول منبری ها «مدینه گفتی و کردی کبابم». صد در صد با تو هم عقیده هستم که مشکل مردم ما فرهنگی است. آنقدر این «فقر فرهنگی» بارز است که شاید تاکید شخص من در این زمینه بیهوده باشد و توضیح واضحات. باز می گویم با نظرت کاملا و صد در صدر موافق هستم.

    با تقدیم احترام
    محمد

  7. فابيان Says:

    يك پيشنهاد دوستانى كه با نظر من مخالف هستند، بفرمايند به زعم ايشان صورت مسئله چيست؟
    و يك پرسش!
    فرض كنيم از فردا در ايران «تمام قوانين» بشه مثل قوانين جمهورى فدرال آلمان ، چه اتفاقى رخ خواهد داد؟ ميشه تصور كرد نه؟!
    ———————–
    فابيان عزیز سلام

    نظر دوستان مخالف را که به ایشان وا می گذارم. اما خدا نکند از فردا قوانین مان بشود مثل آلمان. جامعه ای که درصد بیسوادی در آن بسیار بالا است و از هر هفت نفرش یکی بی سواد مطلق است آلمان شدن یک شبه برایش فاجعه است. ضمن اینکه مامورین اجرای قانونش هم مسلما نمی توانند یک شبه بروند طرز برخورد محترمانه با مردم را بیاموزند و آن قوانین را درست و حسابی اجرا کنند. خلاصه دستمایه خوبی می شود برای یک نمایشنامه طنز تلخ. در نظر بگیر که مثلا گروهبان قندعلی نامی یک روز صبح از خواب بیدار می شود و می بیند قوانین کشور شده مثل آلمان … بلبشو و سردرگمی بعدش مایه یک نمایش گریه آور حسابی خواهد شد. کاملا درست می گوئی دوست عزیز. کاملا.

    با تشکر فراوان
    محمد

  8. فابيان Says:

    ممد جان با اين توضيحاتى كه دادى فهميدم كه اصلا ما هم عقيده هستيم و از اين رو بحث خاصى نميمونه! دليل كامنت گذاشتن من ادامه بحثى با دوستى مشترك (ورتيگونه) بود كه ناخواسته به لينك شما كشيده شد. اميدوارم ايشان هم ياد بگيره كه بدون متلك پرانى و تحقير عقيده ديگه بتونه حرفش رو بزنه.
    خلاصه اينكه همه ما نواقصى داريم كه بهتره بدون تعصب و با خونسردى بهشون بپردازيم. دستكم اين فايده رو داشت كه با وبلاگ شما آشنا شدم
    تا بعد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: