آب شکمی، شعار شکمی

دانشجویان علاقمند به مهندس موسوی همچنین شعار می‌دادند: «آزادی اندیشه، بی‌موسوی نمی‌شه» (لینک به مطلب اصلی – لینک این مطلب در بالاترین)

خدا را شکر که بعد از هزار و چهارصد سال یا دو هزار و پانصد سال یا پنج‌ هزار سال یا هشت هزار سال بالاخره دانشجویان مذکور مشکل «آزادی اندیشه» در کشور را ریشه‌یابی کردند و ثابت کردند مشکل آزادی اندیشه این مملکت در این همه سال و قرن فقط و فقط نبود «مهندس موسوی» بوده و بس. با این همه میزان فضل و کمالات برخی از هموطنان بعید نیست اگر جناب موسوی انتخاب شدند چهارسال بعد شاهد شعارهائی مثل «آزادی اندیشه، بی محمود خان نمی‌شه»، «آزادی اندیشه بی اکبرناطق نمی‌شه» و … باشیم. احتمالا چهارسال بعدش هم «آزادی اندیشه بی عسگراولادی نمی‌شه» و چهار سال بعدش دوباره مهندس موسوی و بعد دکتر علی کردان و پس از او دوباره محمودخان و … جای خالی آن منجی عالم «آزادی اندیشه» را در شعار فوق خواهند گرفت.

ما که بخیل نیستیم اما اگر اصولا و اساسا ما مردم چیزی بنام «اندیشه» داشتیم و کار با آن را بلد بودیم که الان بعد فلان‌قدر هزار سال تمدن نمی‌آمدیم «آزادی اندیشه» را گره بزنیم و شرطیش کنیم به بودن یا نبودن یک انسان. البته اینگونه که بنظر می‌آید هنوز اوائل کار لغت «اندیشه» هستیم و نحوه تفکرمان در همان حد دو حرف اول اندیشه است. هفت هشت هزار سال دیگر به حرف «دال» آن خواهیم رسید انشاءالله تبارک و تعالی.

می‌گویند یک بابای شهری‌ای داشته رد می‌شده از کنار یکی از آبادی‌هائی که همولایتی‌های من در آن زندگی می‌کردند. می‌بیند یکی از آنان روی شکم افتاده کله‌اش را کرده توی آب و دارد قلپ قلپ آب می‌خورد. طرف می‌زند به شانه این جد بزرگ من و می‌گوید «حضرت آقا، روی شکم به زمین افتادن و آب خوردن برای سلامت «عقل» خوب نیست ها». آن همولایتی‌ من هم در می‌آید که «عقل دیگه چیه»؟ این بنده خدا نا امید به او می‌گوید «هیچی جانم، تو آبت را بخور، آبت را بخور». حالا البته نگران نباشید. با آمدن آقای مهندس موسوی «آزادی اندیشه» هم می‌آید و ما همه (خودم را عرض می‌کنم) صبح فردای انتخابات «عقل‌دار» و با اندیشه می‌شویم و می‌توانیم یک شکم سیر آب بخوریم هرطور که بخواهیم.

لینک این مطلب در بالاترین

Advertisements

3 پاسخ to “آب شکمی، شعار شکمی”

  1. کودن با استعداد Says:

    من فکر می کنم بعد از چند سال این شعار تبدیل شود به «آزادی اندیشه٬ جون شما نمیشه» که هم کار شعار دهندگان محترم راحت شود که مجبور به تعویض مرتب اسمها در میانه‌ی این شعار نباشند و هم کار حکومت راحت شود که دیگر چیزی به نام آزادی اندیشه جزء مطالبات مردم نباشد. اینطوری به نفع همه است.

  2. tigh Says:

    کم چرت و پرت تحویل مردم بده آشغال.
    —————
    tigh
    عزیز سلام

    از کامنت انتقادی تان متشکرم. به روی چشم. سعی می کنم بهتر و پخته تر بنویسم.

    با تشکر فراوان
    محمد

  3. ایمان Says:

    واقعن آزادی اندیشه اونهم با موسوی نمیشه ! من موندم این کسانی که این شعار را بازگو کرده اند سالهای اول انقلاب چند سال داشتند و کجا بودند ولی اگر بودند و آن وقایع را از یاد برده اند وای بر ما که از تاریخ خود درس نمیگیریم حد اقل اگر نبودید از کسانی که اون روزها را بیاد دارند بپرسید که این جماعت که موسوی هم نخست وزیرش بود با مردم چه رفتاری داشتند ، به خاطر یک دمپایی اون هم در تابستان گرم دستگیر شوی و شکنجه و بعد هم با سند موقتن تا دادگاه آزاد شوی ، و یا مسیر زندگی هزاران نفر به خاطر رد شدن در گزینش برای ورود به دانشگاه تغییر کرد و کسانی که میبایست آینده سازان ایران باشند تبدیل شدند به …… واقعن که با این کارنامه درخشان جناب موسوی آزادی اندیشه بدون او نمیشه!!!!!!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: