گفتن از شکنجه

از شکنجه گفتن و نوشتن هیچ‌گاه آسان نبوده. این پدیده شوم که ظاهرا همیشه سایه‌ به سایه دنبال بشر حرکت می‌کرده و می‌کند آنقدر جوانب مختلف دارد و حواشی که آدم می‌ماند به کدام‌یک بپردازد. پست «واژه‌های مرا پس بده» دوست عزیز «کودن با استعداد» چند روزی است که ذهن من را به خود مشغول کرده. چون لطف نموده و از من خواسته در این‌باره بنویسم می‌خواهم یکی از جدی‌ترین سوالات اخلاقی‌ای که برای من در زمینه شکنجه پیش‌آمده را اینجا مطرح کنم.

سوال این است «آیا من -بعنوان آدمی که بخاطر وبلاگ داشتن به‌نحوی در دنیای گردش آزاد اطلاعات هستم- از دید اخلاقی مجازم که اخبار شکنجه مردمی که دستگیر شده‌اند را بر روی وبلاگم بگذارم و در مورد آن بحث کنم یا خیر؟»

توضیح آنکه یکی از اهداف «شکنجه‌گر» در اقدام زشت خود این است که رعب و وحشت ایجاد کند و دیگرانی که هنوز این راه را نرفته‌اند بترسند و از سرنوشت «شکنجه شونده» عبرت بگیرند و چنان کنند که «شکنجه‌گر» می‌خواهد. حال اگر من اخبار این شکنجه‌ها را پخش کنم آیا باعث رعب و وحشت در مردم نمی‌شوم؟ آیا آنکه شکنجه می‌کند همین را نمی‌خواهد؟

در عین حال اگر من به آنانی که ممکن است به این راه بروند نگویم که احتمال چه خطراتی در این راه هست چه؟ فردای روزگار که کسی دستگیر و شکنجه شد آیا من مقصر نیستم که به او هشدار نداده‌ام؟

به این دو حالت بالا اضافه کنید فاکتور «میزان جمعیت دستگیر شده» را. ده نفر را می‌توان شکنجه کرد. صد نفر را می‌توان شکنجه کرد. اما وقتی که جمعیتی میلیونی در خیابان است و هزاران نفر دستگیر می‌شوند همه را که نمی‌توان بشدت شکنجه کرد! فرض کنید (و این فقط یک فرض است) که مثلا سوله کهریزک پنجاه نفر شکنجه‌گر داشته باشد (این یک فرض است). حال اگر دویست نفر دستگیر شوند هر شکنجه‌گری نیرو و زمان برای شکنجه چهار نفر دارد. اما اگر دو هزار نفر دستگیر شوند آنوقت هر شکنجه‌گری باید چهل نفر را شکنجه کند. بنابر این یا سخت نمی‌گیرد یا به چندتا گیر می‌دهد و باقی عذاب زیادی نمی‌کشند. حالا اگر من آمدم و نگفتم به مردمم که چه بلائی ممکن است بر سر آنها بیاید در زندان آنوقت آدم‌های بیشتری از خانه بیرون می‌آیند و این میزان شکنجه را بر دستگیر شده‌ها کم می‌کند. اما اگر به مردم هشدار دادم و گروهی از ایشان ترسیدند و به خیابان نیامدند در آن صورت همان تعداد کم دستگیر شده شکنجه‌های بیشتری را تحمل خواهند کرد.

این مسئله برای من بصورت یک مشغله عظیم فکری در آمده. دوستانی که ذهن‌شان مثل من مغشوش نیست لطفا نظرشان را بیان بفرمایند.

Advertisements

4 پاسخ to “گفتن از شکنجه”

  1. نوید Says:

    البته شما احتمال اینکه دولت مهرورز اقدام به استخدام نیروهای متخصص، کارآمد و نخبه در امر شکنجه بر بیاد رو در نظر نگرفتید.
    البته نوشتن و اطلاع رسانی در مورد شکنجه «اگر با ادبیات مناسبی همراه باشد» می تواند باعث تهییج و تشویق به شرکت در تضاهرات و نفرت از شکنجه خواهد شد و نه ترس از آن.

    ***این ادبیات مناسب و … هم ربطی به ادب نداره! اهل فن بهتر می دونن چی بنویسن که بترسونه یا چی بنویسن که تشویق کننده باشه یا حتی اینکه روی اون شکنجه گر تاثیر بذاره!!!

  2. دیوید Says:

    شما بعنوان آدمی که وبلاگ دارید و به نحوی در دنیای گردش آزاد اطلاعات هستید از دید اخلاقی باید اخبار شکنجه مردمی که دستگیر شده‌اند را بر روی وبلاگتان بگذارید و در مورد آن بحث کنید

  3. سروش Says:

    اگه قراره که در مورد یک مسیر و هدف صحبت بشه ، چه بهتر که در مورد مشکلات اون مسیر هم صحبت بشه تا اون آدمی که قراره اون مسیر رو بره مشکلاتش رو بشناسه. از نظر اخلاقی به نظر من بیان کردنش بهتره

  4. ورتیگونه Says:

    سلام محمد عزیز، چه عجب!

    در مورد شکنجه من نگاه خودم رو می‌گم، بـــــــــــــــایــــــــــــــــد اطلاعات مربوط به این موضوع رو در اختیار هرکسی که ممکن است قربانی بالقوه آن شود قرار داد تا بتواند با آگاهی از شرایط بهترین انتخاب ممکن از نگاه خودش را انجام دهد.
    اینکه من به هردلیلی تشخیص بدم که دانستن فلان موضوع به صلاح فردی نیست همین سیستم شواری نگهبانی امروز خودمان می‌شود.

    با آرزوی آینده‌ی بهتر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: