چه‌کار به اعتقادات مردم داری؟

آقا جان به اعتقادات و افکار مردم چکار داری؟ بگذار هرکس هر اعتقادی دارد داشته‌باشدش.

چند سوال:

اول) عباس آقا معلم است و اعتقاد دارد «بچه‌بازی» اشکالی ندارد. آیا شما فرزند خود را به کلاس او می‌فرستید؟
دوم) فاطی خانم اعتقاد دارد که پول متعلق است به کسی که آن را در جیب دارد. آیا شما چیزی را نزد وی امانت می‌گذارید؟
سوم) محمد آقا اعتقاد دارد که نیازی به بازبینی سالیانه سیستم ترمز ماشین وجود ندارد و این‌ها همه ساخته کارخانه‌های لنت ترمز است برای فروش بیشتر. آیا با ماشین محمد آقا به مسافرت خواهید رفت؟
چهارم) نرگس خانم اعتقاد دارد به اینکه شستن دست‌ها با صابون پس از بیرون آمدن از دستشوئی لازم نیست. آیا غذائی که او بپزد را خواهید خورد؟
پنجم) آقا منوچهر اعتقاد دارد هرکس هم‌ دین او نیست نجس است. آیا در خانه او احساس راحتی خواهید کرد؟

توضیح تکمیلی: «اعتقاد داشتن» افراد به هرآنچه به آن اعتقاد دارند مسئله مهمی است چرا که سر منشاء «اعمال» انسان اعتقادات او است. در نظر بگیرید که مثلا حسین آقا معتقد است که باغچه با کاشتن گل رز زیبا می‌شود اما در طول حیات خود مطلقا هیچ قدمی در جهت کاشتن گل رز در هیچ باغچه‌ای برندارد و این اعتقاد فقط در ذهن او باقی باشد. من نویسنده مطلب هم اصلا به زیبائی باغچه با وجود گل رز اعتقادی نداشته‌باشم یا اصلا آنقدر درگیر زندگی باشم که به این چیزها هیچ‌گاه فکر نکنم. فرق حسین آقا و من در چه خواهد بود؟ در مورد این اعتقاد خاص «هیچ».

اعتقادات افراد هستند که اعمال آنها را شکل می‌دهند. اعمال بر روی اعتقادات بنا می‌شوند. من اعتقاد دارم که دیدن بازی فوتبال در ورزشگاه بسیار جالب است. بر اساس این اعتقاد است که بلیط می‌خرم و ساعت‌ها در صف می‌ایستم تا به درون ورزشگاه بروم و بازی را ببینم. اگر اعتقادی نداشته‌باشم که دیدن بازی فوتبال در ورزشگاه جالب است کار دیگری می‌کنم که اعتقاد به لذت‌بخش بودن آن دارم.

به همین دلیل است که به باور من باید به اعتقادات افراد کار داشت. با بحث و گفتگو البته نه با چماق و بازجوئی. بسیار هم خوشحال می‌شوم کسی به اعتقادات من کار داشته باشد. بقول شاعر «خوش بود گر محک تجربه آید به میان — تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد». اگر کسی به اعتقادات ما کار نداشت که ما هنوز فکر می‌کردیم کره زمین مرکز عالم است و به آن «اعتقاد» هم داشتیم!

لینک این مطلب در بالاترین

Advertisements

8 پاسخ to “چه‌کار به اعتقادات مردم داری؟”

  1. Mehrdad Says:

    یک – اعتقاد با عقیده فرق داره.

    دو- همون اعتقاد هم تا وقتی‌ خصوصی باشه و مخل آزادیها – وظایف اجتماعی و سلامت دیگران(جامعه) نشه، مزاحم هیچکس نیست.

  2. ناشناس Says:

    اعتقاد با عقیده فرق داره. و چیزی که نادیده میگیری قانون هست که همگان رو موظف میکنه به اصولی پایبند باشند. اگر عقیدهٔ شما تبدیل به عملی‌ بشه که به هر انسان دیگه‌ای آسیبی وارد کنه انوقته که میشه باهاش برخورد کرد وگرنا تا زمانی‌ که چیزی در مغز باقی‌ باشد کسی‌ اجازه ورود به حریم خصوصی دیگران و تذکر رو بهشون نداره. اگه آقایی ٔگل نمیکاره این فقط مربوط به اون هست و نه کس دیگه‌ای ولی‌ فرض می‌کنیم که شما مطلع هسیتد که یک نفر با کودکان روابط جنسی‌ دارد مسلما شما از این فرد شکایت می‌کنید و قانون برخورد میکنه باهاش وگرنا شما که نمیتونین راه بیفتین توی خیابون با مردم حرف بزنید و به خاطره نظراتشون محکومشون کنید! مهم پایبندی به اصولی هست وگرنا هر انسانی‌ می‌تونه با دوستان و فامیلش سر نظراتش بحث کنه ولی‌ نه اینکه با گشت ارشاد راه بیفته اینور اونور ؛))))

  3. مهران Says:

    مهم نیست اعتقادات طرف چیست، باید به اعمال کار داشت. اگر کسی عمل نادرستی دارد، باید به او متذکر شد و توضیح داد به این امید که خودش اعتقادش را درست کند؛ ولی حمله به اعتقادات باعث دفاع متعصبانه می‌شود که فایده‌ای ندارد.

  4. balva Says:

    مطلب خوب و روشنگری بود. سرمایه‌داری با خود فرهنگ «انسان-جزیره» را آورد که از «قطره-دریا»ی فئودالیسم پیشرفته‌تر بود اما به ساحت انسان به عنوان موجودی اجتماعی در تناقض بود. انسان‌ها آن‌قدر به هم مرتبط و مربوط هستند که نمی‌شود آن‌ها را جدا جدا تعریف کرد. انسان فقط با انسان‌های دیگر معنا پیدا می‌کند. پس باید به عقاید یک دیگر کار داشته باشیم. نمی‌توانیم بگوییم: «من سوار ماشینی که لنت ترمز ندارد نمی‌شوم اما سعی نمی‌کنم او را آگاه کنم به من چه مشکل خود اوست.» این نظر از دو جنبه غلط است اول این که انسانی نیست. انسان‌ها باید نسبت به مرگ و زندگی یک‌دیگر حساس باشند دوم سوار نشدن در ماشین ترمز خراب مرا از حادثه مصون نمی‌کند. فرض کنید سوار ماشین دیگری می‌شوید اما محمد آقا بی‌ترمز با شما تصادف می‌کند و در حالی جهان را ترک می‌کنید که تصور می‌کردید. به من چه بذار محمد آقا بمیره… انسان فقط در کنار انسان‌های دیگر خوشبخت می‌شود. رابیسون کروزئه خوشبخت وجود ندارد.

  5. خلیل Says:

    خوش بود گر محک تجربه آید به میان — تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد: یعنی به اعتقاد خودش بی اعتقاد باشد. بهترین اعتقاد همانطور که ناشناس گفت پذیرش قانون است. البته قانونی که توسط نمایندگان مردم، نه نمایندگان ولی فقیه یا شاه یا … ، تصویب شده باشد. در این صورت هر کس می تواند اعتقادات خصوصی خودش را داشته باشد بدون مزاحمت برای دیگران

  6. Ghalam Says:

    من میتوانم هر اعتقادی داشت باشم اما تا وقتی‌ با منافع کسی‌ در ارتباط نداشته باشد به هیچ کس مربوط نیست!مثلا تا شما نخواهید در خانه نرگس خانوم غذا بخورید این عقیده او به شما هیچ ارتباطی‌ ندارد و یا تا زمانی‌ که با محمد نخواهید به سفر بروید عقیده او در جای خود محترم است.احترام به عقاید هر کس اولین اصل زندگی‌ اجتماعی‌ و از اصول دموکراسی‌ است!

  7. کودن با استعداد Says:

    محمد جان با اینکه می دانم منشورت چیست اما فکر می کنم شکل گفتن ات درست نیست. کسی نباید به اعتقادات کسی کاری داشته باشد. باید بساط آموزش به راه باشد و آزادی بیان مهیا. ایده‌ی درست خود به خود رشد می کند. زمان گالیله هم کلیسا یقه‌ی گالیله را گرفت که بیخود می کنی میگویی زمین گرد است و چنان شد که همه می دانیم. اما هنوز هم در آمریکا عده ای هستند که اعتقاد دارند زمین مسطح است و سوژه‌ی تفریح ملت هستند . کسی هم کاری به اعتقادشان ندارد.

  8. sam Says:

    دوست عزیز من گذری وبلاگتو خوندم.یه نکته برا این مطلبت : کنکاش در زندگی مردم باعث ازار افراد وسلب ازادیشون میشه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: