بحران شکم‌های گرسنه مذاکره‌کنندگان اتمی

پرسید : تو درباره بحران اتمی ایران چه فکر می‌کنی؟
گفتم : «بحران»؟ کدام بحران؟ بحران یعنی در یک مقطع زمانی کوتاه مشکل عظیمی برای مملکتی پدید آید. هزار ماشاءالله شش سال و خورده‌ای است که طرفین درگیر این قضیه دارند با هم گل می‌گویند و گل می‌شنوند. این کجایش «بحران» است؟ هر شش ماه، یک سال یک بار دور هم جمع می‌شوند و با هم چاق‌سلامتی می‌کنند و شام و ناهار و قهوه عالی سرو می‌کنند و بعد برمی‌گردند کشورهای‌شان می‌گویند مذاکرات خوب بود و مثبت بود و ال بود و بل بود. هر از چندگاهی هم حوصله‌شان در این دید و بازدید‌ها سر می‌رود محمد البرادعی -تلفن‌چی آژانس- را می‌اندازند وسط همه شروع می‌کنند به دست زدن که «ممد باید برقصه…ممد باید برقصه». همین. این کجایش بحران است؟
پرسید : تو چرا درباره همین مسائل اتمی ایران چیزی نمی‌نویسی؟
گفتم : آن چارسال پارسال‌ها نوشتیم در آرشیو وبلاگ موجود است. خلایق حق مسلم جو آنقدر بد و بیراه بارمان کردند که آرزو کردیم ای‌کاش زیر بمب اتمی ناکازاکی مانده‌ بودیم و دست‌مان چلاق شده‌بود بجای وبلاگ نویسی.
پرسید : الان چرا چیزی نمی‌نویسی؟
گفتم : آن‌ها که قطعنامه می‌دهند در شورای امنیت سازمان ملل متحد، نظرات‌شان از دید آقای احمدی‌نژاد «کاعذ پاره» است. من چرا باید کاغذ حرام کنم بنویسم در این مورد؟ مگر من که هستم؟
پرسید : تو احساس ترس نمی‌کنی از اینکه ایران با این سرعت مشغول غنی‌سازی است؟
گفتم : آن کس که قرار است بمب اتمی ایران بخورد توی کله‌اش احساس ترس نمی‌کند و دارد زیر درخت بید مجنون قیلوله بعد‌ از ناهار می‌کند. هر از چندگاهی هم خمیازه‌ای می‌کشد و یک بیانیه می‌دهد در محکوم کردن اعمال زشت ایران. من چرا بترسم؟
پرسید : فکر می‌کنی «اوباما» جلوی ایران خواهد ایستاد؟
گفتم : این جناب برنده صلح ۹ بل خیلی که همت کند چهارتا و نصفی سرباز بفرستد افغانستان، آن هم زیر میز به‌دور از چشم خلایق تا مبادا به جنگ‌طلب بودن متهم گردد و خاک بنشیند بر تریج قبای‌ صلح‌جو بودن‌شان. اصلا این آقای اوباما آنقدر ناز و آب‌دار است که آقای احمدی‌نژاد بعد از خوردن آقای باقر لنکرانی «هلو» -وزیر بهداشت قبلی-، هوس خوردن آقای اوباما را خواهد کرد. 
پرسید : صریح بگو بنظر تو اوباما با ایران راه خواهد آمد؟
گفتم : حالا اگر بجای ۹ بل ایشان ۱۰ بل یا ۱۱ بل برده بود یک چیزی. اما با ۹ بل یا حتی ۵ / ۹ بل گمان نکنم ایشان بتوانند همان مگسی که در هنگام مصاحبه و جلوی دوربین کشتند را دیگر بکشند. هیتلر هم زنده شود با تمام قشونش و برود برسد پشت دروازه‌های واشنگتن باز آقای اوباما از منش نازنین و آرام خودش دست بر نمی‌دارد. آدم فکر می‌کند «دالای لاما»ی ثانی است اوباما. آنقدر برای هیتلر و ژنرال‌های او نطق و خطابه و سخنرانی می‌کند که بدبخت‌ها سرگیجه می‌گیرند ول می‌کنند می‌روند سر از بیابان‌های آریزونا در می‌آورند همه‌شان از گرسنگی و تشنگی هلاک می‌شوند.
پرسید : حالا فکر می‌کنی سرنوشت کشمکش هسته‌ای ایران چه می‌شود؟
گفتم : چیزی نمی‌شود. خون خودت را کثیف نکن. باز هم مذاکره می‌کنند و باز هم قطعنامه و کاغذپاره صادر می‌کنند تا بقول آقای احمدی‌نژاد «قطعنامه‌دان»شان پاره شود. ایران هم ده تا مرکز جدیدش را می‌کند صد تا و هزار تا و ده هزار تا و باز آنها با قطعنامه و مذاکره و پیش‌ انداختن خاویر سولانا -مسئول سیاست مخ‌زنی اتحادیه اروپا- می‌خواهند جلوی ایران را بگیرند. بعد نود و بوقی هم یک قطعنامه‌ تحریم می‌دهند بند کرست سایز فلان نباید به ایران صادر شود. این می‌شود تحریم‌شان. شش سال گذشت، شش سال دیگر هم خواهد گذشت… از این چاه ویل اتمی آبی و برقی برای ما در نمی‌آید اما نانی برای مذاکره‌کنندگان غربی و دست‌اندرکاران برنامه اتمی ایران -بخصوص دولت دوست و برادر «روسیه»- درخواهد آمد. برو کلاه خودت را بچسب که طوفان بعد از انفجار بمب هسته‌ای نبردش.

Advertisements

2 پاسخ to “بحران شکم‌های گرسنه مذاکره‌کنندگان اتمی”

  1. mamad Says:

    aliiii bood

  2. Tabidneveshte Says:

    با سلام
    وبلاگ خوبی دارین , حتما همین جوری ادامه بدین.
    در ضمن من شما رو لینک کردم . لطف میکنید اگه من رو با نام » تبعیدنوشته های دانش آموز مهاجر به کانادا» لینک کنید.
    http://www.tabidneveshte.blogspot.com
    با تشکر
    در پناه حق

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: